صفحه اول تماس با ما RSS                     قالب وبلاگ
  
تشريفات ديپلماتيك
گردآوري مطالبي مرتبط با تشريفات دیپلماتیک.
کوروش قاسمیان
نويسنده: سيد عبدالمجید زواری
دانشجوي كارشناسي ارشد روابط بين الملل



منبع: باشگاه انديشه 25/1/1384


بخش اول: تعریف حقوق دیپلوماتیک

حقوق دیپلماتیک شاخه­ای از حقوق عمومی خارجی (بین­الملل عمومی) است که درباره اعمال و نظامات روابط خارجی دولت و نمایندگی او در خارج بحث می­کند؛ یعنی هم از امور بین­الملل و هم از نحوه اجرای آنها. به عبارت دیگر حقوق دیپلماتیک مجموعه قواعدی است که نظام روابط سیاسی خارجی بین دولت­ها بر اساس آن استوار است.

در این تعریف دو ویژگی مشهود است:

1- موضوع حقوق دیپلماتیک، روابط سیاسی خارجی است.

2- روابط سیاسی بین دولت­ها برقرار می­شود.

دولت در زبان حقوقی ما به دو معنی خاص و عام به کار می­رود.

دولت به معنای خاص به مدیران کشور گفته می­شود و سازمان­های اداری و اجرائی را در برمی­گیرد. اصطلاح صحیح این معنی در فارسی حکومت است.

دولت به معنای عام: مفهومی مجرد و انتزاعی است که دربردارنده­ی عناصر متشکله دولت (حکومت، سرزمین، جمعیت، حاکمیت) می­باشد. در این معنی دولت شخصیت حقوقی ملت است و حکومت عامل اجرایی آن .

کاربرد کلمه دیپلماسی به مفهوم فعلی آن به اواخر قرن هجدهم باز می­گردد. در این زمان بود که این واژه به طور اخص به حرفه­ی فرستادگان دول که مجوز برقراری ارتباط با کشورهای خارجی را در دست داشتند اطلاق گردید و کسانی که به این امر اشتغال داشتند دیپلمات نامیده شدند. در زبان فارسی کلمه دیپلماتیک را (سیاسی) ترجمه می­کنند، ولی کلمه­ی سیاسی در مقابل POLITICAL نیز هست. بین سیاست و دیپلماسی تفاوت وجود ارد. سیاست عبارت است از: «اهداف و خط مشی­هایی که در جهت رسیدن به آن اهداف معین می­شود.»

سیاست دارای دو جنبه است:

1- جنبه داخلی

2- جنبه خارجی

دیپلماسی نحوه­ی اجرای سیاست­ها در خارج از کشور و نسبت به دولت­های بیگانه است. به عبارت دیگر دیپلماسی اجرای سیاست خارجی دولت است.

اما برای دیپلماسی معنای دقیق­تری را نیز باید شناخت و آن عبارت است از:

تدوین سیاست خارجی و اجرای آن. یعنی دیپلماسی در واقع دو روی یک سکه است؛ زیرا در تعریف دیپلماسی گفته­اند: روش حل و فصل مسائل مربوط به روابط خارجی با دول دیگر، به وسیله مذاکره یا هر طریق مسالمت­آمیز دیگر و این تعریف هم تدوین و هم اجرای آن را در بر می­گیرد. بنابراین روابط دیپلماتیک، وسیله­ی اجرای سیاست خارجی است و دیپلماتیک صف خاص روابط خارجی دولت است. عامل اجرایی این سیاست را دیپلماتیک و نحوه­ی اداره آن را دیپلماسی می­گویند.



بخش دوم: تاریخچه روابط دیپلماتیک

تاریخ دیپلماسی ارتباط مستقیم با تاریخ انسان دارد. به اعتقاد برخی، فرشتگان و انبیا نخستین دیپلمات­ها محسوب می­شوند؛ زیرا نخستین پیامبران الهی نزد انسان­ها بوده­اند.

دیپلماسی قدمتی باستانی دارد و نمی­توان برای آن یک آغاز تاریخی قائل شد. به طور کلی تاریخ روابط دیپلماتیک را به سه دوره تقسیم می­کنند:

1-دوره­ی قدیم (تا سال 1815)

2-دوره­ی کلاسیک (از1815 تا جنگ جهانی اول 1918)

3-دوره­ی دیپلماسی نوین

همچنین می­توان این تقسیم­بندی را به طور کلی­تر بیان نمود و آن را به دو دوره تقسیم کرد:

دور­ی اول: از قدیم­ترین زمان تا قرن 15

دوره­­ی دوم: از قرن 15 تازمان حاضر

در تمدن­های اولیه ایران، هند، چین، مصر و سایر نواحی، دیپلماسی قبل از شکوفایی فرهنگ یونان جریان داشته است. در مصر مکاتبات سیاسی کشف شده مربوط به 13 قرن قبل از میلاد مسیح است و نشانگر آن است که فراعنه مصر با پادشاهان آسیای صغیر روابط دیپلماتیک گسترده­ای داشته­اند و در این جوامع، اعزام و پذیرش نمایندگان میان اقوام و ملل مختلف وجود داشته است و وظایف فرستادگان به طور مشروح تعیین می­شده و بر اساس آن افراد حائز شرایط (خردمند، گشاده­رو) به عنوان نماینده انتخاب می­شدند و اعزام می­گردیدند. ورود قبائل و مراجعه از مأموریت همراه با تشریفات خاص بوده و تجاوز به حقوق شناخته شده­ی این افراد و همچنین قتل این افراد باعث تیرگی روابط و جنگ حتمی می­شد.

در قرون وسطی و طی ده قرن حاکمیت کلیسا بر قاره­ی اروپا، روابط بین واحدهای سیاسی اروپا زیر نظر کلیسا قرار داشت. قسمت­های مختلف اروپا یک مملکت محسوب می­شدند و از خود استقلال نداشتند. دیپلماسی رایج در آن قاره بسیار محدود و کنترل شده بود و اعزام سفیر از سوی واحدهای سیاسی به ندرت و با نظر کلیسا صورت می­گرفت. در همین زمان با شکوفائی اسلام، مسلمین به بسط روابط خود با سایر ملل پرداختند. نامه­ی پیامبر اسلام به رؤسای ایران، بیزانس، حبشه و مصر، نمونه­ی بارز روابط دیپلماتیک است. سفرا از میان صالح­ترین و شایسته­ترین مؤمنین انتخاب می­شدند و وظایف زیر را بر عهده داشتند:

دعوت به اسلام و به ویژه قبل از آغاز جنگ؛ مذاکرات صلح و ترک مخاصمه و مذاکرات در باب مبادله اسیران جنگی؛ مذاکره در باب انعقاد قراردادهای مربوط به فدیه و غرامت و مذاکره در جهت ایجاد حس تفاهم و جلب دوستی و انعقاد پیمان همکاری در زمینه­های مختلف با طرف قرارداد؛

مأمورین دیپلماتیک خارجی مقیم سرزمین اسلامی نیز از اهمیت خاصی برخوردار بودند. پیام­های آنان با ادب و نزاکت شنیده می­شد و پیامبر بنابر عادت شخصی خود، هدایای فراوانی نیز به آنها ارزانی می­داشت.

دولت شهرهای ایتالیا و در رأس آنها ونیز، در گسترش و تکامل دیپلماسی نقش مؤثری داشتند. تأسیس سفارتخانه­های دائمی برای اولین­بار توسط ایشان و به منظور اطلاع مستمر از تحولات دیگر دولت شهرها صورت پذیرفت. سفرا قبل از عزیمت، اطلاعاتی در خصوص محل مأموریت کسب می­کردند و در طی مأموریت نیز از طرف دولت خود در جریان رویدادهای داخلی قرار می­گرفتند و اطلاعات جمع­آوری شده­ی خود را نیز به مرکز ارسال می­داشتند. تسلط به زبان محل مأموریت و استعداد و میهمان­نوازی، از شرایط سفرا بود.

در قرن هفدهم و هیجدهم پس از کنگره­ی وستفالی که سیستم کشور- ملت مستقر شد، شکل جدید روابط دپلماتیک میان کشورها رواج یافت. این باور که دیپلماسی یک امر دائمی است، رواج بیشتری یافت. سفرا نماینده­ی شخصی پادشاه محسوب می­شدند. روابط دیپلماتیک از دید مردم کاملاً بسته، مخفی و حتی در برخی موارد مخوف بود. در همین زمان تأسیس وزارتخانه­ی مخصوص برای اداره سیاست خارجی مطرح شد.

قرن هیجدهم دوران طلایی دیپلماسی نام گرفته است. استقرار دستگاه منظم دیپلماتیک در فرانسه زودتر از سایر کشورها بسط و تکوین یافت و با اعزام سفیر، رابطه او با دولت متبوعش قطع می­شد و وی استقلال کامل در اجرای سیاست خارجی دولت متبوع خود می­یافت. به علاوه زبان فرانسه به تدریج جای خود را به عنوان زبان دیپلماتیک باز کرد.

قرن نوزدهم (عصر دیپلماسی کلاسیک) به دنبال کنگره­ی وین 1815، کنگره اروپا که برای حفظ منافع خاندان حاکم تشکیل شده بود، همکاری را بر خصومت در میان اروپائیان چیرگی بخشید. انقلاب فرانسه باعث شد که دیپلمات­ها به جای اینکه نماینده­ی شاه محسوب شوند، نماینده­ی دولت محسوب شوند. دیپلمات­ها از ارج و قرب خاصی بهره­مند شدند. از جمله مسائل مطروحه در کنگره وین 1815، تدوین ترتیبات مربوط به روابط دیپلماتیک بود. دیپلماسی کلاسیک قرن نوزدهم در ایجاد ثبات در صحنه­­ی سیاسی اروپا توفیق زیادی کسب کرد و تعداد جنگ­ها کاهش یافت. جمع­آوری اطلاعات در کشور محل مأموریت دیپلماتیک، جاسوسی تلقی نمی­شد و توسعه­ی وسائل ارتباطی، تماس مداوم دیپلمات­ها را به کشور متبوع خود تسهیل کرد.

قرن بیستم (دیپلماسی نوین) دهه­های اول قرن بیستم، تحولات عمده­ای را در دیپلماسی به همراه داشت. این تحولات که ناشی از دگرگونی در زمینه­هایی چون نظام بین الملل، تکنولوژی و افکار عمومی بودند، به صورت­هایی همچون دیپلماسی آشکار و دیپلماسی سازمان­های بین­المللی نمود یافتند.

عواملی که در تحول دیپلماسی در قرن بیستم دخیل بودند عبارتند از:

1- دگرگونی نظام بین­المللی و ظهور ایالات متحده آمریکا و ورود ژاپن و چین در جرگه­ی کشورهای قدرتمند، انقلاب1917 روسیه و در نتیجه اشاعه­ی شعار برابری و استقلال دولت­ها و کوشش این دولت در برقراری رابطه با کشورهای ایران و افغانستان و ترس از افشای اسرار مربوط به روابط سیاسی، دو جنگ جهانی اول و دوم، استقلال شمار زیادی از کشورهای تحت سلطه­ی آسیایی و آفریقایی، پیوستن کشورهایی نظیر ایران و افغانستان در جامعه­ی ملل و خروج دیپلماسی از انحصار دولت­های اروپایی.

2- پیشرفت تکنولوژی ارتباطات

3- قدرت یافتن افکار عمومی

نتایجی که عوامل مزبور در دیپلماسی آشکار داشت، دیپلماسی پارلمان، تماس فوری و آنی نمایندگان دول متبوع، صراحت بیان و پرهیز از رعایت حتمی نزاکت در زبان و بیان خطاب­های بی­واسطه به مردم و... بود.



بخش سوم: شرایط برقراری روابط دیپلماتیک

دو دولت زمانی می­توانند با هم روابط دیپلماتیک برقرار کنند که با هم در آن توافق کرده باشند. توافق یعنی رضایت دو طرف. یکی از ارکان حقوقی، رابطه­ی صحیح و سالم بین دو شخص است. خواه شخص حقیقی، یعنی افراد مردم باشند و خواه شخصیت حقوقی؛ مانند دولت یا شرکت و امثال آن.

آنچه که مهم است و باید توجه شود، این است که روابط فقط بین دولت­هایی می­تواند برقرار شود که شرایط حقوقی لازم را داشته باشند و در مورد روابط دیپلماتیک، این شرایط محدود به شناخت رسمی هر دولت و توافق بین آنها و احراز وجود رابطه با اعزام نماینده از طرفی نزد طرف دیگر یا متقابلاً از سوی هر دولت است. بنابراین در برقراری رابطه­ی دیپلماتیک سه شرط لازم است:

1- رابطه دیپلماتیک بین (دولتها) برقرار می­شود.

2- دولت­ها باید قبلاً یکدیگر را شناسایی کرده باشند.

3- دولت­ها در برقراری رابطه توافق کرده باشند.

اشاره:

مقاله حاضر توسط آقاي زواري براي سايت باشگاه ارسال شده است/ با تشكر از ايشان



دیپلماسی و تشریفات

دیپلماسی و تشریفات یا پروتکل چنان به هم آمیخته­اند که نمی­توان آنها را از هم جدا کرد. تشریفات جزیی از دیپلماسی است و در بطن آن جای دارد.

از نظر تاریخی احتمالاً تشریفات با دیپلماسی شکل گرفته و نخستین­بار که نماینده یا پیام­آوری از سوی یک سلطان به حضور سلطان دیگر پذیرفته شده با تشریفات همراه بوده است.

مزیت تشریفات این است که کار دیپلمات­ها را آسان می­کند. عمل و شغل دیپلماسی نیاز به محیطی رسمی و آرام دارد. تشریفات به ملاقات­ها، مذاکرات، ضیافت­ها، مسافرت­ها و دید و بازدیدها جنبه­ی رسمی می­دهد و تعهداتی ایجاد می­کند. تشریفات حافظ و مجری مصونیت­ها و مزایای دیپلمات­ها است و تشریفات همه جا با دیپلماسی همراه است. مانند نحوه­ی نشست و برخواست، دید و بازدید، شرکت در جشن­ها و عزاداری­ها، انعقاد قراردادها، تقدیم استوارنامه و غیره. خلاصه در زندگی شغلی و خصوصی دیپلمات­ها تشریفات دخالت دارد، تکلیف را روشن می­کند و دستور می­دهد.

تشریفات فنی است که باید همه­ی دیپلمات­ها بیاموزند. اکثر قواعد و رسوم تشریفاتی بین­المللی بوده و عرفی است و از قبل تعیین شده است. هیچ دولتی نباید به میل خود در آن دخل و تصرفی کند. مگر در حدی که مجاز است و عرف تشریفاتی حدود آن را در صلاحیت دولت­ها می­داند. لازم به یادآوری است که همیشه دولت­های انقلابی در آغاز با تشریفات به مبارزه برخاسته­اند، اما به مرور به لزوم آن پی برده و از آن پیروی کرده­اند. به عنوان مثال حکومت چین پس از انقلاب به مدت بیست سال کوشید تا تشریفات را در آن کشور کنار گذارد، ولی بالاخره آن را مجدداً پذیرفت و در تشریفات به خیل سایر کشورها پیوست.

از آنچه گفته شد نتیجه می­گیریم که دیپلماسی بدون تشریفات متصور نیست. قواعد تشریفاتی حتی در روابط دولت­های دشمن و در حال جنگ نیز لازم­الرعایه است. گرچه خلاف آن نیز در سال­های اخیر دیده شده است؛ اشغال سفارتخانه­های خارجی در کویت توسط سربازان دولت عراق، نقض علنی قواعد بین­المللی و مصوبات کنوانسیون­های وین بود.



جایگاه و نقش رئیس تشریفات در وزارت امور خارجه

همان­طوری که قبلاً اشاره شد، تشریفات دیپلماتیک، ابزار سیاسی دیپلماسی است؛ بدین ترتیب ریاست تشریفات شعبه­ی اجرایی- سیاسی وزارت می­باشد. ریاست تشریفات وظایف خود را مطابق با قوانین و ضوابط موجود اجرا می­نماید. وی باید روابط دولت خود را با دول خارجی که نمایندگان دیپلماتیک آنها در پایتخت اکردیته شده­اند و نیز رویه­ی تشریفات دیپلماتیک را که دولت­ها نسبت به نمایندگان سیاسی سایر کشورها انجام می­دهند در نظر گرفت. ریاست تشریفات عهده­دار انجام وظایفی چون مسائل مربوط به اقامت کور دیپلماتیک در کشور، به خصوص سازماندهی استقبال و مشایعت نمایندگان دیپلماتیک، تنظیم مراسم تسلیم استوارنامه، نظارت بر رعایت مصوبات دولت در ارتباط با مسئله­ی اقامت دیپلمات­های خارجی و پرسنل خدماتی نمایندگی­های دیپلماتیک (ثبت دیپلمات­ها، مزایای دیپلماتیک، مسائل گمرکی مسافرت در کشور و غیره) اسکان و استقبال و مشایعت هیئت­های عالی­رتبه و نیز رجال دولتی که به کشور سفر می­کنند، تهیه و سازماندهی برنامه­ی اقامت و تنظیم برنامه رجال کشورش با اعضای کور دیپلماتیک می­باشد. شناخت کور دیپلماتیک و یا همکاری با آنها به منظور آشنایی ایشان با زندگی و فرهنگ کشور، دعوت به مناسبت­های مختلف سال نو، جشن­ها، نمایشگاه­ها، نمایش فیلم، سازماندهی سیر و سفر و سخنرانی­ها از جمله وظایف ریاست و تشریفات به شمار می­رود.

انجام تدابیر ضروری تشریفاتی در جشن­های دولتی و دیگر مناسبت­ها، پذیرایی کور دیپلماتیک در ضیافت­ها، دادن هدایا و غیره، ارائه­ی پیشنهادهای لازم به وزارت امور خارجه در ارتباط با روزهای تاریخی و حوادث مربوط به کشورهایی که با آنها روابط دیپلماتیک وجود دارد، تبریکات به مناسبت روزهای ملی، تسلیت و انتخاب هدایا نیز در حیطه­ی وظایف ریاست تشریفات قرار دارد. یکی از خصوصیات کار رئیس تشریفات آن است که در حین اجرای وظایف تشریفاتی مربوط به فعالیت وزارت امور خارجه عهده­دار وظایف تشریفات دولتی نیز می­باشد.

ریاست تشریفات نقش تشریفاتی دولتی را به خصوص هنگامی عهده­دار است که مسائل مربوط به پذیرایی از هیات­های خارجی را در سطح عالی (هیئت­های دولتی) انجام می­دهد. یکی از پرمسئولیت­ترین فعالیت­های ریاست تشریفات، هنگام رسمیت بخشیدن به حفظ و توسعه مناسبات و معاشرت­های دیپلماتیک، به خصوص فعالیت آن در ارتباط با اقامه کور دیپلماتیک صورت می­گیرد.

ریاست تشریفات در فعالیت عملی خود وظیفه­ی سیاسی مهمی را انجام می­دهد که از قواعد حقوق بین­المللی به خصوص کنوانسیون وین در ارتباط دیپلماتیک سال 1961 در مورد کور دیپلماتیک مقیم سرچشمه می­گیرد. همچنان ریاست تشریفات باید جدا به این نکته توجه نماید که کور دیپلماتیک به قوانین کشور احترام گذارد.

باید در نظر داشت که مصونیت در قبال صلاحیت قانونی و مصونیت اماکن مأموریتی و اسناد و آرشیو، اگر چه از حقوق قراردادی شناخته شده است، ولی این به هیچ وجه بدان معنی نیست که دیپلمات خارجی می­تواند قوانین کشور مقیم را نادیده بگیرد. کنوانسیون وین که قبلاً بدان اشاره شد، حکم می­کند که اشخاصی که از امتیازات و مصونیت­های دیپلماتیک بهره­مند هستند، مکلف به رعایت قوانین و مصوبات کشور مقیم می­باشند و این مزیت­ها صرفاً به خاطر مصلحت انجام وظیفه است نه آنکه قصد باشد فرد یا گروهی را از امتیازات خاصی بهره­مند سازند.



نقش تشریفاتی سفارت

از مشاغل مهم و وقت­گیر، سفارت تشریفات است. سفیر به عنوان نماینده­ی کشور فرستنده باید در بعضی مراسم دولت پذیرنده­ی حضور داشته باشد. نخستین­ وظیفه­ی تشریفاتی سفیر، انجام مراسم استوارنامه است که در کشورهای مختلف طبق سنن و رسوم محل تفاوت دارد. شرکت سفیر به عنوان نماینده­ی رئیس کشور فرستنده در بعضی اعیاد رسمی، مراسم استقبال و بدرقه­ی روئسای کشورهای خارجی، جشن­ها و عزاداری­ها، امضای دفاتر یادبود و ضیافت­هایی که رئیس دولت پذیرنده در آنها شخصاً حضور می­یابد ضروری است. سایر اعضای سفارت نیز به تعداد کم یا بیش به مناسبت­های مختلف می­باید در مراسم حضور یابند. سفیران و بعضی از اعضای سفارت ضرورتاً باید در جشن­ها و ضیافت­هایی که از طرف همکاران دیپلمات آنها ترتیب داده شده نیز شرکت نمایند. با توجه به تعداد کثیر کشورها و سفارت­ها و با در نظر گرفتن اینکه هر کشور یک روز ملی رسمی دارد و معمولاً در این روز جشن گرفته و از بسیاری از اعضای هیأت دیپلماتیک دعوت می­شود و شرکت در این جشن­ها از نظر تشریفاتی ضروری است، می­توان به تعداد روزها و ساعاتی که باید صرف انجام این وظیفه شود پی­برد.

آنچه گفته شد، مربوط به مراسمی است که از طرف دولت پذیرنده و مقامات خارجی برپا می­شود. علاوه بر اینها مراسم مختلف مربوط به کشور فرستنده و اتباع نیز هست که حضور سفیر یا اعضای سفارت را ایجاب می­کند. مثلاً شرکت در نمایشگاه­ها و یا افتتاح بعضی گردهمایی­ها و یا حضور در بعضی مراسم خصوصی یا اجابت دعوت­های اتباع و غیره.

از امور تشریفاتی سفارت، سفرهای رسمی و غیر رسمی مقامات و شخصیت­های کشور فرستنده به کشور پذیرنده و بالعکس است. در سفرهای رسمی خصوصاً در مورد سران کشورها و نخست­وزیران، از مدت­ها قبل باید برنامه­ریزی کرد و از لحاظ بدرقه، محل اقامت، نوع مهمانی­ها، .غذاها، انتخاب مدعوین و تعداد آنها، دیدار و بازدید از اشخاص و موئسسات، مسافرت­های داخلی، تبادل هدایا و نظایر آن، پیش­بینی­های لازم را نمود که کوچکترین نکته فراموش شده ممکن است عواقب ناخوشایندی داشته باشد. امور تشریفاتی در سفرهای سران کشور و مقامات بالا، بسیار پیچیده و دقیق است و در هر مورد، محل سکونت، ضیافت­ مدعوین، دیدارها و سفرها و غیره تغییر می­کند. نکته­ی مهم و قابل ذکر در مسائل تشریفاتی این است که امور تشریفات اگر درست و به دلخواه انجام شود،کسی متوجه دشواری و دقت آن نمی­شود؛ ولی به محض آنکه کوچک­ترین اشتباه در مسائل جزیی تشریفات روی دهد، موضوع اهمیت پیدا می­کند. شواهد و مثال­های بسیاری درباره­ی مواردی که یک اشتباه یا یک فراموشی سفارت و یا مقامات محلی موجب برهم خوردن نظم تشریفاتی شده است. مسئولیت سفارت در مسائل تشریفاتی بسیار است و دقت زیاد لازم دارد. در پایتخت­های بزرگ که تعداد نمایندگان و نمایندگی­ها زیاد است و رفت و آمدهای رسمی بسیار می­باشد، عملاً از تشریفات و تعهدات و قیود تشریفاتی نیز کاسته می­شود؛ زیرا در غیر این­صورت سفارتخانه­هاکارشان منحصراً مصروف به امور تشریفاتی می­گردد و از سایر امور باز می­مانند.



مصونیت دیپلماتیک:

مباحث مصونیت و مزایای دیپلماتیک جزء اصلی­ترین مباحث حقوق دیپلماتیک است که خود از مباحث جالب حقوق بین­الملل عمومی است. حقوق بین­الملل عمومی بعد از جنگ جهانی دوم بیش از پیش مورد توجه و اهمیت قرار گرفت و علاوه بر آن دستخوش تحولات زیادی شد.

این تحولات مباحث مصونیت و مزایای دیپلماتیک را هم تحت تأثیر قرار داده­اند و متحول نمود. چنانکه تنظیم کنوانسیون وین1961 در رابطه با روابط دیپلماتیک و پروتکل­های مربوط دلیل بر تحول وسیع این موضوعات می­باشد.

به نظر می­رسد در موضوعات حقوق بین­الملل عمومی، مصونیت و مزایای دیپلماتیک جزء مباحثی است که در طول قرون و اعصار به طور بدیهی مورد توافق بوده است. چرا که اصولاً شروع هرگونه روابط بین کشورها با قبول مصونیت دیپلماتیک توأم بوده و به هیچ وجه جدا شدنی نیستند و بدون قبول و باور مصونیت، امکان هیچ گونه روابط وجود ندارد. از طرفی وجود اصل عمل متقابل در روابط بین کشورها باعث اهمیت این موضوع شده و نیز باعث شده که با چون و چرای کمتری مورد توافق کشورها واقع شود.



انواع مصونیت­های دیپلماتیک

به طور کلی مصونیت­ها دو دسته­اند: مصونیت اصلی و تبعی

1- مصونیت­های اصلی: مثل مصونیت شخص دیپلمات و مصونیت اسناد و بایگانی. این مصونیت برای شخص یا شیئی ایجاد شده است.

2- مصونیت­های تبعی: این مصونیت­ها به تبع شخص یا شیئی ایجاد شده است. مثلاً مصونیت محل اقامت دیپلمات یا مصونیت اهل خانه او به تبع شخص دیپلمات ایجاد شده است و مصونیت محل سفارتخانه به تبع مصونیت اسناد و مدارک دولت فرستنده. مصونیت­های دیپلماتیک صرف­نظر از اصلی و تبعی دو نوع است: مصونیت از تعرض و مصونیت قضایی.

مصونیت از تعرض:

مصونیت از تعرض یعنی حرمت و حقوق یک محل یا یک شخص غیر قابل نقض است. وارد شدن به محل بدون اجازه­، تعرض به مصونیت محل است و نقض حقوق و آزادی­های شخصی و تعرض به مصونیت شخصی است. در اصطلاح بین­المللی این به معنی غیر قابل قبول بودن ایمنی و حرمت شخصی به مفهوم عدم نقض آزادی و حقوق اوست. اما این حرمت­ها منحصر به محل سفارت یا شخص دیپلمات نیست، بلکه در هر رژیم دموکراتیک هر کس و مسکن او از این حرمت به موجب قوانین اساسی برخوردار است؛ مگر به حکم قانون و یا مجوز از مقامات ذی­صلاح قضایی و حال آنکه حرمت محل سفارت و شخص دیپلمات و خانه­ی او غیر قابل تخطی است و هیچ قانون داخلی نمی­تواند خلاف آنرا مقرر کند. مصونیت از تعرض در موارد زیر قابل تفکیک است:

الف- مصونیت محل کار مأموریت دیپلماتیک

ب- مصونیت نوشته­ها و اسناد دیپلماتیک

ج- مصونیت شخصی مأمور دیپلماتیک

د- مصونیت خانواده دیپلماتیک



مصونیت قضایی:

وظایف خاص مأمورین سیاسی و موفقیت نمایندگی آنها در یک کشور مستقل ایجاب می­کند در معرض تعقیب جزایی و رسیدگی­های حقوقی قرار نگیرند و این بدین معنی است که دولت میزبان صلاحیت قضایی یا قانونی برای رسیدگی نداشته باشد، بلکه دولت­ها از اعمال صلاحیت خود در مورد دیپلمات­ها خودداری می­کنند. البته رعایت مقررات کشور محل توقف و احتیاط و دوراندیشی مأمور سیاسی باید به نحوی باشد که موردی برای اتهام و تعقیب پیش نیاورد؛ ولی به هر حال چنانچه شکایتی علیه مأمور سیاسی مطرح باشد، فقط در محاکم دولت متبوع قابل رسیدگی است.

مصونیت قضایی در دو قسمت مطالعه می­شود:

1- مصونیت قضایی سفارتخانه­ها

2-مصونیت مأمورین دیپلماتیک

مصونیت قضایی اصولاً برای مأمورین دیپلماتیک است، نه سفارتخانه­ها و به منظور تأسیس استقلال و آزادی عمل مأمورین در انجام وظایف و خدمات خود. حقوق بین­الملل مأموران سیاسی را معاف از هرگونه اقدامات قضایی کشورها دانسته است. با این عبارت که هیچ­یک از مراجع قضایی حق اعمال صلاحیت نسبت به مأمورین دیپلماتیک را ندارند.

مصونیت قضایی متضمن:

الف- مصونیت کیفری

ب- مصونیت مدنی

ج- مصونیت از ادای شهادت

د- مصونیت از اقدامات اجرایی است.








کوروش قاسمیان
 

مقصود از اداب هتل ادابی است که مدیر و پرسنل هتل باید نسبت به میهمانان رعایت کنند، یا آدابی است که میهمانان هنگام اقامت در یک هتل مراعات نمایند؟ وقتی از آداب هتل صحبت می‌شود، دو مقوله به ذهن متبادر می‌گردد، آیا مقصود آدابی است که مدیر و پرسنل هتل باید نسبت به میهمانان رعایت کنند، یا آدابی است که میهمانان هنگام اقامت در یک هتل مراعات نمایند؟ البته هر دو آداب مد نظر است. اما باید بین این دو تفاوت قایل شویم و آنها را تحت دو عنوان متفاوت مطرح نماییم. به علاوه گر چه آداب میهمانان هتل تقسیم بندی چندانی ندارد و موضوعات آن در مقوله کلی آداب میهمانی می‌گنجد، آداب مدیر و کارکنان هتل به دلیل تقسیم کار در هتل، متمایز است و باید به تفکیک آنان پرداخت، مثلاً آداب عمومی هتل، آداب قسمت پذیرش، آداب مدیر مسوول روابط خارجی یا اصطلاحاً فرانت آفیس front office ، که در سرسرای ورودی هتل کار قسمت‌های مختلف مرتبط با میهمانان ورودی و خروجی را نظارت می‌کند، آداب قسمت خانه‌داری، و آداب پذیرایی داخل اتاق‌ها یا روم سرویس room service. در همین ابتدا لازم است اشاره شود که بیشتر آداب و تشریفات مرتبط با قسمت‌های مختلف هتل، در واقع انجام همان مسوولیت‌های سازمانی بر اساس شرح و وظایف آنها است، البته با رعایت ظرافت و تکریم میهمانان که همان جوهره تشریفات و این همان چیزی است که باعث تمایز یک هتل از هتلی دیگر می‌شود و عاملی است که بر ذهنیات یک میهمان اثر مطلوب می‌گذارد و موجب می‌شود که یک میهمان برای مدت طولانی، گاه همه عمر- مشتری یک هتل باشد و آن را به آشنایان و دوستان خود توصیه نماید که تعریف صادقانه بهترین تبلیغ است و در اصطلاح بازاریابی به «تبلیغ افواه» («ورود آو ماوث» Word of Mouth ) تعبیر می‌شود. به علاوه، تقریباً همه موسسات خدماتی از جمله هتل‌ها و شرکت تورگردان بر سر این موضوع اتفاق نظر دارند که حفظ یک مشتری یکی از ارکان مهم کار آنهاست که در اصطلاح به بازگشت دوباره مشتریان قدیمی«Return Client» یاد می‌شود. این موضوع به حدی در صنعت گردشگری و هتل‌داری اهمیت دارد که از آن به عنوان یک وظیفه یا تعهد ((obligation یاد می‌شود و همه دست اندرکاران صنعت تلاش دارند تا علی رغم ارایه خدمات بیشتر و بهتر، متنوع‌تر و جدیدتر نسبت به سال‌های قبل، با کاستن از هزینه‌های خود، هتل و شرکت ردشگری خود را همچنان برای مشتریان قبلی خود به اندازه کافی جذاب نگهدارند. علی رغم آنکه سال‌های متمادی است که مدیران، کارمندان و کارکنان هتل‌ها به خصوص در غرب تحت آموزش متناوب قرار می‌گیرند و با آخرین فنون این صنعت آشنا می‌شوند، اما اخیراً در آمریکا آموزش نزاکت و تشریفات به پرسنل هتل‌ها رونق گرفته است .در واقع امر، این آموزش‌ها به هدف ایجاد مزیت برتر انجام می‌شود تا رفتار و ارتباط مدیران و کارکنان هتل‌ها با تک تک میهمانان به بهترین وجه ممکن صورت پذیرد و به آنان نشان دهند که در هتلی که کارکنان آن آموزش‌های جدیدی دیده‌اند، یکایک میهمانان، نه یک مسافر معمولی که یک«میهمان ویژه» هستند. یکی دیگر از آموزش‌ها، نحوه صحیح لباس پوشیدن است و به کارمندان و کارکنان هتل‌ها می‌آموزند چگونه به نحو احسن لباس بپوشند. جالب آنکه به دلیل توجه روز افزون آحاد مردم به لباس و ظاهر دیگران، این مقوله در دنیای امروز هر روز اهمیتی بیش از پیش می‌یابد. یک کارشناس رفتاری و تشریفات می‌گوید: «لباس انسان آنچنان بلند سخن می‌گوید که اجازه نمی‌دهد حرف دهان او را بشنویم!» بنابراین، برای کارکنان یک هتل بسیار بسیار ضروری است که لباس آراسته داشته باشند و به صورت صحیح لباس پوشیده باشند و به ظاهر خود توجه وافر نمایند. مدیر دیگری گفته است کسی که به ظاهر خود توجه ندارد، چگونه ضوابط محل کار و حیثیت آن را مورد توجه قرار خواهد داد، و به زبان ساده‌تر کسی که برای خود هزینه نمی‌کند، چگونه برای دیگران خرج خواهد کرد! . اما در خصوص کاربرد فنون ارتباطات در بحث مهمانداری و میهمان نوازی هم نیاز به توضیح زیادی نیست فقط نحوه کاربرد صحیح آن مطرح است. هتل یک سازمان خدماتی است. اگر پرسنل آن درست خدمت کنند و اصول میهمانداری را رعایت نمایند، می‌تواند در صحنه بمانند، اگر مدیر و کارمندان و کارکنان هتل با مشتریان خود ارتباط صحیح برقرار نماید، نیازهای مشتریان خود را حتی قبل از طرح درک نماید و میهمانان خود را به میزان فوق العاده‌ای تکریم نمایند، مزیت برتر خواهند یافت و به مرحله‌ای خواهند رسید که هتل، به مثابه خانه دوست داشتنی میهمانان خواهد شد و انتخاب اول آنها در سفرهای بعدی و توصیه آن به سایر دوستان و آشنایان. و اما در بخش سخنرانی بسیاری فکر می‌کنند که مقصود از سخنرانی رسمی در هتل است با همه استانداردها و ضوابط آن. در حالی که یک گفتگوی کوتاه مثل مکالمه تلفن خود یک سخنرانی است و باید که همه آداب و قواعد سخنرانی در انجام آن رعایت گردد؛ از جمله مکالمه اپراتور تلفن هتل با میهمانان و حتی با دوستان میهمانانی که از خارج از هتل با افراد مقیم هتل تماس می‌گیرند، یا مکالمه تلفنی مسوولان خانه‌داری با میهمانان و غیره. تنها وقتی که مدیر و کارکنان هتل در صحبت با میهمانان قواعد و آداب سخن را رعایت نمایند، اهدافی که ما از آنها به عنوان تکریم میهمان سخن می‌گوییم، تعقیب خواهد شد، و میهمان احساس خواهد کرد که در هتل یک «میهمان ویژه» است نه یک مسافر معمولی. نیاز به گفتن نیست که اگر کسی در جایی احساس تفاوت و تمایز نماید، به آن دلبستگی پیدا می‌کند، و مهم‌تر که آنجا را از آن خود می‌داند و زمانی که این احساس تبلور یافت، نسبت به آن تعصب پیدا می‌کند. این زمان، موقعی است که یک میهمان، نه تنها باز هم به همان هتل خواهد آمد که مبلغ آن هتل خواهد شد   

 

و آن را به کسانی که دوست دارد، معرفی می‌کند، و در واقع آن را نزد دوست خود تضمین خواهد کرد. حال اگر یک هتل در زمین‌های اخیر توفیق یابد و بتواند مشتریانی را که برای یک بار به آن هتل می‌آیند، برای آینده حفظ نماید که حتی آنها برای هتل تبلیغ نمایند، بازاریابی آن تا حد زیادی تسهیل خواهد شد. نیازی به گفتن نیست که عکس قضیه، نتیجه بسیار نا مساعدی به بار می‌آورد، یعنی اگر بهترین بازاریابی صورت پذیرد، ولی مدیر و کارکنان هتل موارد فوق الذکر را رعایت نکنند، مشتریان جاری هتل هم از آن فاصله خواهند گرفت و هرگز آن را به دوستان و نزدیکان خود توصیه نخواهند کرد، چه بسا که آنان را حتی از آنجا بر حذر دارند. و اما تشریفات: منابع جامعه شناختی، «حسن سلوک» را رفتارهای متعارف غیر اجباری می‌داند عامل آنها رفتارها را، صاحب فرهنگ، ادب می‌خوانند و مذهب. این رفتارها همچون قوانین نا نوشته، اصول منش انسانی را تدوین می‌کند، با این تفاوت که اگر کسی آن را رعایت نکند، مجازات رسمی قانونی ندارد. فقط در چشم دیگران، او را فاقد آداب خواهند نمایند که البته لقب خوشایندی نیست. به بیانی دیگر، این رفتارها همان آداب مختلف هستند که بسیاری از ما آنها تحت عناوینی چون آداب غذا خوردن، آداب سفر، آداب تعلیم و تعلم می‌شناسم و دارندگان آن را آداب‌دان می‌دانیم. حسن سلوک(Good Manners) یا به طور خلاصه سلوک ((Manners از جمله عوامل موثر در ترقیات اجتماعی است که تأثیر آن از ثروت نیز به مراتب افزون‌تر و به قول شیخ سعدی «ادب مرد به ز دولت اوست». حتی گروهی بر این نکته پای می‌فشارند که بدون حسن سلوک، سایر ویژگی‌ها مانند علم، ثروت و حتی نسب نیز نمی‌تواند عامل نیل به اهداف عالیه باشد و یا پس از نیل به مقصود، تداوم توفیق را تضمین نماید. در واقع، حسن سلوک، همان کمال دارایی فوق تصوری است که در شرح حالات رسول گرامی اسلام(ص)، از آن به عنوان «اخلاق محمدی» (درود خداوند و ملایک بر او باد) یاد می‌شود و خالق متعال در سوره مبارکه القلم در تحسین حسن سلوک پیامبر عظیم الشأن اسلام چنین می‌فرماید: « و انک لعلی خلق عظیم». البته حسن سلوک بیشتر جنبه اختیاری و انفرادی دارد، اما اگر برخی از رفتارها و کردارهای به صورت قواعد و ضوابط اجتماعی در آید و در یک یا چند جامعه برای مدتی کوتاه یا بلند، تثبیت شود و مقبولیت عام یابد-خواه به صورت عادت و خواه به شکل سنت- و یا اجرا و عدم کاربرد آن به صورتی دارای ضمانت اجرا باشد، عنوان آداب و آیین معاشرت یا نزاکت (Etiquette) می‌یابد. ولی لازم به ذکر است همانگونه که از واژه‌های عادت و سنت بر می‌آید، این قواعد و ضوابط اجتماعی تابع زمان و مکان هستند به نحوی که گاه عادتی در زمان مناسب و در مقطعی دیگر، ناپسند و یا یک سنت اجتماعی در جایی و در میان قومی مقبول و در مکانی و در جمع اقوامی دیگر مذموم به نظر آید. واژه تشریفات در ایران معادل کلمه پروتکل protocole مورد استعمال در بسیاری از زبان‌های بیگانه، از ریشه لاتین Protokollum/Protocollun است که جهت شرح تزیینات و نحوه برگزاری مراسم دولتی، نظیر استقبال و بدرقه میهمانان عالی رتبه و ترتیب میهمانی‌های رسمی و نحوه تعامل با نمایندگان سیاسی دول خارجه به کار می‌رود. تشریفات خود به دو دسته عام و خاص تقسیم می‌شود. تشریفات عام، معانی و مصادیقی نزدیک به نزاکت، اما با خصوصیت بیشتر، تلخیص شده و هدفمندتر دارد، ولی تشریفات خاص، منحصر و محدود به دیپلمات‌ها و روابط دیپلماتیک و سیاسی می‌باشد از جمله: آیین پذیرش، رفتار و مراودات بین دول حاکم با نمایندگی‌های دیپلماتیک و نمایندگان سیاسی خارجی مقیم و آردیته و نیز تعامل با هیأت‌های سیاسی از یک سو، و از سوی دیگر میان خود دیپلمات‌ها و نمایندگی‌های سیاسی مقیم یک کشور، و همچنین روابط سیاسی میان کشورها و بالاخره روش کار در سازمان ملل و سایر سازمان‌های بین المللی. ذکر این نکته ضروری است که کلمه «تشریفات» در ذهنیت عموم، گاه مترادف با تبذیر، اسراف، افراط، تجمل گرایی و نو- دولتی استعمال می‌شود. حال آنکه این واژه از مصدر«تشریف» و ریشه «شرف» است که اساسا بار منفی ندارد و یکی از معانی آن، بنا بر فرمایش حضرت امام حسن مجتبی (ع) احترام و تکریم قوم و قبیله است و در فرهنگ ملی ایرانیان، تکریم میهمان است. در این معنی, تشریفات هرگز مترادف با تبذیر و تجمل گرایی و افراط و اسراف نیست که تشریفات راستین، دقیقا با این مقولات در تضاد می‌باشد و تردید نیست کسانی که به ظاهر از «تشریفات» پرهیز می‌کنند، قطعاً منظور آنها احتراز از آن عادات و سنن ناپسند مذکور است. البته باید اذعان نمود که برخی از مراسم و ترتیبات تشریفات در قبل از انقلاب اسلامی ایران و تعدادی از امور تشریفاتی معمول در بیشتر کشورهای دیگر، آمیزه‌ای از اموری بود و هست که در اسلام منع و نهی شده است و طبعا طرح این مقولات نمی‌تواند در آموزش‌های تشریفات در جمهوری اسلامی ایران جایگاهی داشته باشد. جالب آنکه نه تنها اکثر قریب به اتفاق سلوک حسنه و نزاکت‌های اجتماعی و نیز بسیاری از ترتیبات معقول و پسندیده در تشریفات خاص متأثر از مبانی راستین اسلام و سایر ادیان الهی، و نیز رفتارها و کردارهای پسندیده ملی ایرانیان و سایر ملل متمدن و با فرهنگ است.
 
 
 
 
 
 

Gashtvagozar.com , Iran tourism website , Travel , iran weather, travel Posters,
 
 
 
گشت و گذار :::: جامع ترین وب سایت گردشگری ایران و جهان ::::
 
 
کوروش قاسمیان

 

       ايجاد فضاي مطلوب براي ميهمان، از فرودگاه تا فرودگاه

 


آشنايي
سيدامير طالبيان در بدو ورود به وزارت نفت، مدير كل امور مجلس بود و مسئوليت تسريع و تقويت ارتباطات بين سازمان متبوع خود را با مجلس شوراي اسلامي و به عكس برعهده داشت و ديدگاه هاي دو نهاد سياسي را به يكديگر منتقل مي كرد. وي پيش از آن معاون پارلماني وزارت جهاد و پيشتر، رئيس سازمان جهاد سازندگي استان خراسان بود.
طالبيان در حال حاضر مدير كل تشريفات وزارت نفت است. اداره كل تشريفات، يكي از واحدهاي ستادي وزارت نفت است كه مسئوليت پشتيباني از فعاليت هاي صفي را در اين وزارتخانه برعهده دارد ومي كوشد با كاركردهاي بهينه، اين فعاليتها را از نظر كيفي ارتقا و اعتلا بخشد.

پل ارتباطي
اداره كل تشريفات، پل ارتباطي كاركنان خارجي درگير در پروژه هاي نفت و گاز و پتروشيمي با وزارت نفت است.
متاسفانه در ادبيات امروز صنعت نفت و حتي در ابعاد گسترده تر، واژه «تشريفات» مترادف با انجام فعاليت هاي غيرضروري، ولخرجي، و اداي احترام بيهوده و به جاآوردن آداب در حد زياده روي است، امادر صورتي كه با فرهنگ و آداب حاكم بر تشريفات وزارت نفت و به تعبيري با حقايق سروكار داشته باشيد، درمي يابيد كه تشريفات يعني نظم بخشيدن به فعاليت ها و تعامل علم و عمل.
امروز دانش تشريفات در بسياري از كشورها به عنوان رشته دانشگاهي در مقاطع كارشناسي وكارشناسي ارشد تدريس مي شود و دانشجويان اين رشته مباحثي چون استقبال و مشايعت، چگونگي برخورد و همراهي با ميهمان، رعايت فرهنگ و هويت ميهمانان خارجي، كاربرد فرهنگ ها در فرايندشكل گيري ارتباطات انساني، و... را مي آموزند.
امروز تشريفات به امور اختياري و سليقه اي و بدون ضابطه اطلاق نمي شود. تشريفات، مجموعه اي تعريف شده از عرف هايي است كه در سطوح بين المللي رعايت مي شود و بي اعتنايي به آن، توجيه وتفسير ندارد. اداره كل تشريفات وزارت نفت نيز مي كوشد عرف هاي يادشده را شناسايي كند، در قالب دستور عمل به مورد اجرا بگذارد و ناظر بر حُسن اجراي آن باشد.

هزينه كردن بر مبناي ضرورت
همچنين، تشريفات به معناي ولخرجي و گشاده دستي بي مورد و بي دليل نيست، بلكه هزينه كردن به نگام و همراه با مسئوليت و جلوگيري از صرفه هزينه هاي غيرضروري را به ذهن متبادر مي سازد.
تشريفات از صرف هزينه ها سنگين و فاقد توجيه و مطلوبيت جلوگيري مي كند و به هزينه ها مطلوبيت مي بخشد.
گاه در سطح مختلف ازجمله مديريتي، از عوامل اداره كل تشريفات براي برگزاري مراسم وضيافت هاي رسمي دعوت به عمل مي آيد و متاسفانه اين جمله ادا مي شود كه: «خواهش ميكنم اين مراسم خيلي هم تشريفاتي نباشد...» در حالي كه به شهادت اسناد مالي رسيدگي به هزينه هاي برگزاري بعضي مراسم رسمي، تشريفات در مواردي از صرف هزينه هاي بيهوده و بدون نتيجه و مطلوبيت جلوگيري كرده و هزينه ها را با مطلوبيت درآميخته است.

نمايش حقايق
هر چند تبليغات سوء استكبار و همپالكي هايش، از ايران و ايراني، سيمايي منفعل و دروغين ساخته ودر معرض ديد جهانيان قرار داده است؛ اما حقيقت اين است كه ايران و ايراني به پيشينه تاريخي وفرهنگي چندهزار ساله تكيه دارد و ميهمانان خارجي بيدرنگ پس از ورود به ايران و برخورد با مظاهراجتماعي و فرهنگي اين سرزمين، به پوچ بودن تبليغات استكبار پي مي برند و با اداي احترام به كشور ومردم، درصدد جبران برمي آيند.
آقاي طالبيان از يك نمونه در اين زمينه ياد مي كند:
چند سال پيش ميهماني غربي داشتيم كه تمايل شديدي به ديدار از دانشگاه تهران نشان مي داد و ماگمان مي كرديم هدف او، مقايسه وضعيت آموزش و پژوهش و احتمالاً بزرگ نمايي نارسايي هاست اماهنگام بازديد از محوطه، فضاي آموزشي، كلاس هاي درس و فعاليت هاي فوق برنامه و ارتباطات اجتماعي دانشجويان، او را حيرتزده ديديم و دريافتيم تصوير دانشگاه تهران در ذهن او، فاصله زيادي با واقعيتها داشت و او با ناباوري به حقايق پيرامون خود مي نگريست. امروز با رونق طرح هاي توسعه اي وزارت نفت، ارتباط و تعامل با شركت هاي معتبر و پرآوازه نفتي در گوشه و كنار جهان حجمي گسترده يافته و به تبع آن، بر شمار ميهمانان و متخصصان خارجي بازديدكننده و مقيم در كشورمان افزوده شده است.
اداره كل تشريفات با مغتنم شمردن اين فرصت، بر حجم سفرهاي سياحتي ميهمانان و متخصصان خارجي افزوده و مي كوشد با معرفي مظاهر و شاخص هاي فرهنگ و تمدن ايراني و اسلامي از طريق انجام سفرهاي سياحتي و ديدار از موزه ها و مراكز فرهنگي، هنري و ادبي كشور آنان را با حقايقي كه درمحدوده اين سرزمين جريان دارد، آشنا سازد.

از فرودگاه تا فرودگاه
به گفته آقاي طالبيان، فعاليت هاي عمده اداره كل تشريفات در چهار بخش به ترتيب زير متمركز است:
تنظيم برنامه هيئت هاي خارجي با تاكيد بر مسائلي چون: هدف از سفر به ايران، مشخص شدن سطح ديدار با مسئولان اراني، انتقال ديدگاه هاي طرفين به يكديگر و... كه به تنظيم برنامه هايي جامع و مدوّن موسوم به «از فرودگاه تا فرودگاه» منتهي مي شود.
رعايت كامل تعاريف و موازين تدوينشده در پروتكل، براي همه اعضا بدون چون و چرا الزامي است. براي مثال وزير ميزبان (وزير نفت) بايد وزير ميهمان را در برابر آسانسور طبقه پانزدهم و نه درانتهاي سالن دريافت كند (دريافت كردن در ادبيات تشريفات به معناي آشنا و همراه شدن مقام هاي ميهمان و ميزبان با پيش قدم شدن مقام ميزبان است).
مثال ديگر: وزير مرتبط (براي مثال وزير انرژي تركيه) را بايد در برابر آسانسور طبقه پانزدهم دريافت كرد اما وزير تجارت كره را وزير محترم نفت مي تواند در انتهاي سالن دريافت كند.
همچنين وزير نفت عراق را بايد در طبه اول دريافت كرد چراكه عضو سازمان اوپك است. اگر وزيرياز اعضاي اوپك به ايران سفر كند و بين ساعت 8 صبح تا 5 بعدازظهر وارد فرودگاه شود، وزير محترم نفت بايد وي را در فرودگاه دريافت كند.
از ساعت 5 بعدازظهر تا ساعت 10 شب، معاون وزير نفت مي تواند در فرودگاه از وزير ميهمان استقبال به عمل آورد و از ساعت 10 شب به بعد، مدير كل تشريفات بايد در فرودگاه حاضر شود ومراسم استقبال رسمي را برگزار كند.
در مجموع اداره كل تشريفات مراقب است مفاد پروتكل به طور دقيق به اجرا درآيد و اين مراقبت درمورد وزير ميهمان با دقت و حساسيت مضاعف اعمال مي شود.

فضاي مطلوب براي ميهمان
تشريفات مي كوشد فضايي مطلوب براي ميهمان ايجاد كند تا اثرات مثبت آن در جريان مذاكرات وتصميم گيري ها جلوه گر شود.
برپايي ضيافت با توجه به مقام و موقعيت ميهمان و با حضور همتايان و مسئولان ازجمله برنامه هايي است كه با هدف ايجاد مطلوبيت براي ميهمان به اجرا درمي آيد.
- ماموريت هاي خارج از كشور. در اين بخش خدمات لازم به كاركنان ايراني وزارت نفت كه عازم ماموريت خارج از كشور هستند ارائه مي شود.
بعضي كشورها در حالت لغو رواديد با ما عمل مي كنند و با گذرنامه هاي خدمت و سياسي و بدون دريافت ويزا مي توان به كشورهاي يادشده سفر كرد. در اين بخش با توجه به درخواست واحد درخواست كننده، گذرنامه خدمت و يا سياسي دريافت و به مامور تحويل مي شود. دريافت مجوز نهاد رياست جمهوري در اين بخش الزامي است و به محض صدور مجوز، تشريفات از موافقت نهاد رياست جمهوري آگاه مي شود و بيدرنگ مراتب را به اطلاع همكار مامور مي رساند.
- امور كاركنان خارجي. آن گروه از اتباع خارجي كه براي كار در پروژه هاي نفتي به ايران سفرمي كنند، از خدمات تشريفات به عنوان پل ارتباطي با وزارت امور خارجه بهره مند مي شوند و ويزاي خود را دريافت مي كنند. انواع ويزا در اين بخش عبارتند از: ويزاي بلندمدت، ويزاي كوتاه مدت، ويزاي چندبار ورود، ويزاي يك بار ورود و ويزاي فرودگاهي.

اطلاع رساني
مدير كل تشريفات وزارت نفت با استفاده از فرصت، در زمينه چگونگي استفاده از ويزاي فرودگاهي به همكاران خود اطلاع رساني مي كند و مي گويد: مسئولان واحدها مي توانند نام، نشان و شماره پروازميهمان خارجي واحد خود را با استفاده از نمابر در اختيار تشريفات قرار دهند. مدير كل تشريفات باتنظيم نامه اي (حتي يك روز پيش از ورود ميهمان خارجي)، درخواست صدور ويزاي فرودگاهي مي كند و در اسرع وقت به اين نوع ويزا كه اقامت 72 ساعتي ميهمان خارجي را در كشور تضمين مي كند، دست مي يابد.
نسخه هايي از اين نامه و فرم مخصوص آن به وزارت امور خارجه، دفتر مستقر در فرودگاه و بخش كارفرمايي ذيربط ارسال مي شود. ويزاي فرودگاهي به شركت هاي فعال در پروژه ها و برنامه هاي توسعه اي ياري مي رساند تا به سرعت به متخصصان خارجي مورد نياز خود دسترسي پيدا كنند و به فوريت، ازخدمات تخصصي آنان بهره مند شوند.
مديران و مسئولان شركت ها و سازمان هاي تابع وزارت نفت مي توانند حتي يك روز پيش از موعدمقرر با نمابر شماره 6412352 درخواست خود را به اداره كل تشريفات ارائه كنند و بعد پيگيري هاي لازم را انجام دهند.
مدير كل تشريفات وزارت نفت از متصديان تكميل فرم هاي درخواست ويزا خواست با دقت وحساسيت مفاد فرم هاي يادشده را مطالعه و ويزاي درخواستي خود را به طور مشخص درخواست كنندتا اداره كل تشريفات نيز متناسب با نياز واحدها، نسبت به دريافت انواع ويزا براي ميهمانان و متخصصان خارجي و اقدام كند.
آقاي طالبيان به متصديان تكميل فرم هاي درخواست ويزا در واحدهاي مختلف وزارت نفت توصيه كرد با مراجعه به اداره كل تشريفات، از آموزش هاي لازم در زمينه تكميل فرم هاي يادشده بهره مند شوند تاعمليات دريافت ويزا براي ميهمانان خارجي با نظم، هماهنگي و سرعت بيشتري صورت پذيرد.
آقاي طالبيان با اداي توضيح به شماري از مديران و مسئولان وزارت نفت كه تاخير در دريافت ويزا براي متخصصان خارجي را سبب ساز بروز ديركرد در انتقال فناوري به كشور ارزيابي كرده و مي كنند يادآور شد، اداره كل تشريفات در زمينه اعمال فوريت در دريافت ويزا براي متخصصان خارجي مشكلي ندارد و اگر فرم هاي درخواست از سوي واحدها به درستي و به طور كامل تكميل شود و حتي يك روزپيش از موعد مقرر در اختيار تشريفات قرار گيرد، ويزاي مورد نظر به سرعت صادر و مراتب به واحددرخواست كننده منعكس مي شود.
آقاي طالبيان همچنين از واحدهاي متقاضي صدور ويزا براي متخصصان و ميهمانان خارجي خواست از عناصر ثابت و كارامد براي تكميل فرم هاي درخواست و انجام پيگيري هاي لازم استفاده كنندتا صدور ويزا در اسرع وقت انجام شود و كشورهاي مبدأ نيز روش و رفتار يكساني را در ارتباط با اتباع ايراني پيش گيرند.

اخذ پروانه كار
دريافت مجوز انجام كار براي متخصصان خارجي، از ديگر فعاليت ها و وظايف جاري اداره كل تشريفات است.
به استناد قوانين و مقررات كشور، آن گروه از اتباع خارجي كه قصد دارند در ايران اقامت و فعاليت كنند، بايد پروانه كار دريافت دارند.
اداره كل تشريفات وزارت نفت مدارك مورد نياز را از اتباع خارجي دريافت و به اداره كل اتباع خارجي و وزارت كار تحويل ميدهد و سپس پروانه كار صادرشده را در اختيار متقاضي مي گذارد.
تا سال 1381، مبالغي از متخصصان خارجي براي صدور پروانه كار دريافت مي شد. از آغاز سال 82طبق مصوبه هيئت دولت، پرداخت اين مبالغ متوقف شد و مشكلات ناشي از آن نيز خاتمه يافت.
مدير كل تشريفات وزارت نفت از مديران پروژه ها و كارفرمايان خواست اتباع خارجي سرگرم كار درمجموعه هاي خود را براي دريافت پروانه كار ترغيب كنند تا در اين زمينه با مشكلات احتمالي مواجه نشوند.

تصويب نمودار سازماني
كليه شركت هاي خارجي كه قصد دارند پروژه هاي خاصي را در كشور به اجرا درآورند موظفند نمودارسازماني خود را كه بعضي از عناصر آن ايراني و برخي خارجي اند به تصويب وزارت كار برسانند.
وزارت كار نمودارهاي يادشده را در اختيار اداره كل تشريفات قرار مي دهد و اين اداره نيز مراتب را به اطلاع نهادهاي كارفرمايي مي رساند تا نظر خود را در زمينه نمودار سازماني اعلام و توجيهات لازم درمورد استفاده از نيروهاي خارجي را ارائه كنند.

ويژگي هاي كاركنان تشريفات
اداره كل تشريفات نهادي خدماتي است كه وظيفه پشتيباني از فعاليت هاي صفي، اجرايي و عملياتي رابرعهده دارد و موظف است با توجه به درخواست بخش هاي مختلف وزارت نفت، خدمات مورد نياز رادر اختيار متقاضي قرار دهد.
با اين مقدمه، يكي از ويژگي هاي عمده كاركنان تشريفات ارائه خدمات بدون پرسش و چون وچراست و به عبارت ديگر همكاران مجاز نيستند چرايي و دلايل ارائه خدمات به اين يا آن واحد را جوياشوند بلكه وظيفه رسالت اصلي آنان، ارائه خدمات با بهترين كيفيت با توجه به قوانين، مقررات ودستورعمل ها و بدون دخل و تصرف است.
توان و ظرفيت ايجاد ارتباط و تعامل توأم با احترام متقابل، تسلط به زبان انگليسي به ويژه در موردكاركنان مرتبط با اتباع خارجي و نمايندگي هاي سياسي، آشنايي با آداب و رسوم و فرهنگ پربار و ارزشمندايراني و برخورداري از اطلاعات روزآمد و آگاهي از تازه ترين تحولات در زمينه هاي اقتصادي،اجتماعي، فرهنگي و صنعتي، از ديگر ويژگي هايي است كه كاركنان اداره كل تشريفات با تكيه به آنها مي توانند جايگاه شغلي خود را تثبيت كنند و موجبات رضايت مندي مجموعه را از خود فراهم سازند.

اهميت آموزش
به گفته آقاي سيدامير طالبيان، اداره كل تشريفات وزارت نفت به مقوله آموزش كاركنان توجه واعتناي ويژه دارد و با همكاري اداره آموزش شركت ملي نفت ايران دوره هاي آموزشي خاصي را بامحورهاي: پذيرايي، استقبال و بدرقه و نحوه دريافت ميهمانان، ارائه خدمات ضروري و موضوع هايي ازاين دست براي استفاده همكاران تشريفات در كليه سطوح و در گستره شركت هاي وابسته برگزار خواهدكرد.
تاكنون چند دوره آموزشي در ميهمانسراي وزارت نفت به شكل هاي نظري و كاربردي برگزار شده ومورد استقبال همكاران قرار گرفته كه در آينده به طور متمركز و مستمر و پيوسته برگزار خواهد شد.
يكي از هدف هاي اداره كل تشريفات در اين بخش اين است كه مراسم متعدد افتتاح پروژه ها ومناسبت هاي خاص ديگر كه با حضور شخصيت هاي برجسته و ميهمانان خارجي در گستره وزارت نفت برگزار مي شود از سطح استاندارد قابل قبول برخوردار باشد.
ما قصد داريم استانداردهاي يادشده را تدوين و به شكل دستور عمل در اختيار واحدها قرار دهيم تا بخش هاي مختلف صنعت با چگونگي و چند و چون تجهيز يك مكان براي اقامت ميهمانان، برپاكردن ضيافت، آماده سازي وسايل نقليه براي رفت وآمد ميهمانان خارجي و... آشنا شوند و با رعايت كامل استانداردها به كار گيرند.
هدف غايي اداره كل تشريفات اين است كه برگزاري مراسم و اعمال تشريفات را واحدها خودبرعهده گيرند و اداره كل تشريفات بر رعايت استانداردها نظارت كند و به اين ترتيب سطح برنامه هاي تشريفاتي در وزارت نفت ارتقا يابد.

اولويت هاي مدير كل
هر يك از مديران ارشد وزارت نفت برنامه روزانه مشخصي دارد كه به اقتضاي ماهيت و نوع فعاليت هاي جاري وي تنظيم و اجرا مي شود و از اولويت هاي خاص برخوردار است.
مدير كل تشريفات وزارت نفت نيز از اين قاعده مستثنا نيست و ميكوشد به موازات انجام فعاليتهاي روزمره، چند فعاليت ويژه را از اولويت برخوردار سازد. نخست اينكه كار امروز را به فردا موكول نكند،دوم اينكه مسائل مربوط به اتباع خارجي را با دقت و حساسيت خاص دنبال كند و به طور كامل در جريان اخذ ويزا براي هر يك از آنان باشد، و سوم اينكه همواره در دسترس اتباع خارجي و به ويژه مهندسان ومتخصصاني كه در پروژه هاي نفتي سرگرم كارند باشد تا آنان در صورت لزوم، خواسته هايشان را در اسرع وقت به آگاهي او برسانند تا وي نيز مسئولان بالادستي را در جريان قرار دهد و بعد تصميم گيري ها را به اطلاع افراد ذينفع برساند.

همدردي با بم
در پي وقوع زمين لرزه در بم، شركت هاي خارجي فعال در پروژه هاي نفت وگاز در سطح مقام هاي ارشد،اين فاجعه انساني را به دولت و مردم ايران تسليت گفتند و با اهداي كمك هاي مالي درخرو توجه، مراتب همدردي خود را ابراز كردند.
اداره كل تشريفات وزارت نفت در اجراي وظايفي كه در اين بخش برعهده دارد، مبالغ اهدايي را باهماهنگي سازمان هاي ذيربط با هدف مشاركت هاي عملي به سمت مجموعه فعاليت هايي كه در بازسازي بم برعهده وزارت نفت گذاشته شده، هدايت كرد تا به عنوان شاخص كمك هاي خارجي و به نام شركت هاي اهداكننده در محل احداث بناها به ثبت برسد و آيندگان را از چند و چون اين نوع كمك ها باخبرسازد.
يادآوري مي شود شركت توتال با اهداي يك ميليون دلار، بيشترين سهم را در اين مشاركت عملي داشته و شركت هاي نفتي خارجي ديگر نيز با اهداي مبالغ درخور توجه، در بازسازي بم مشاركت كردند.

 

کوروش قاسمیان
كوروش قاسميان

از امور مهمي كه اينجانب نگران آن هستم مسائل حوزه هاي علميه خصوصا حوزه هاي بزرگ مثل حوزه مقدسه قم است. آقايان علماي اعلام و مدرسين محترم كه خير خواهان اسلام و كشورهاي اسلامي هستند، توجه عميق كنند كه مبادا تشريفات و توجه به ساختمان هاي متعدد براي مقاصد سياسي و اجتماعي اسلام، آنان را از مسأله مهم اصلي حوزه ها كه اشتغال به علوم رايج اسلامي و خصوصا فقه و مبادي آن به طريق سنتي است، اغفال كند و مبادا خداي نخواسته اشتغال به مبادي و مقدمات موجب شود كه از غايت اصلي كه ابقا و رشد تحقيقات علوم اسلامي خصوصا فقه به طريقه سلف صالح و بزرگان مشايخ همچون «شيخ الطائفه» و امثاله رضوان الله تعالي عليهم و در متاخرين همچون «صاحب جواهر» و شيخ بزرگوار «انصاري» عليهم رضوان الله تعالي باز دارد. اسلام اگر خداي نخواسته هر چيز از دستش برود ولي فقهش به طريقه موروث از فقهاء بزرگ بماند، به راه خود ادامه خواهد داد ولي اگر همه چيز به دستش آيد و خداي نخواسته فقهش به همان طريقه سلف صالح از دستش برود، راه حق را نتواند ادامه داد و به تباهي خواهد كشيد. و با آنكه مي دانيم مراجع عظام و علماي اعلام و مدرسين عاليقدر دامت بركات وجودهم، توجه به اين امر دارند، لكن خوف آن است كه اگر تشريفات و زرق و برق هاي شبيه به قطب ماديت رواج پيدا كند، در نسل هاي بعد اثر گذارد و خداي نخواسته آنچه از آن مي ترسيم به سر حوزه ها بيايد.
صحيفه نور -ج 17 -ص 205

مبادا تشريفات شما را از مسائل اصلي و مهم حوزه ها باز دارد
 

برچسب‌ها: كوروش قاسميان
کوروش قاسمیان

 (522- 486 پ. م)

 نويسنده: خانم پرفسور هايد ماری کخ

 مترجم: دکتر پرويز رجبی

"به خواست اهورامزدا، من چنينم که راستی را دوست دارم و از دروغ روی گردانم. دوست ندارم که ناتوانی از حق کشی در رنج باشد. همچنين دوست ندارم که به حقوق توانا به سبب کارهای ناتوان آسيب برسد. آن چه را که درست است من آن را دوست دارم. من دوست برده ی دروغ نيستم. من بدخشم نيستم . حتی وقتی خشم مرا مي انگيزد آن را فرو مينشانم. من سخت بر هوس خود فرمانروا هستم".

از سنگ نبشته های داريوش بزرگ. در حفريات تخت جمشيد در سالهای 1933 – 1934 در حدود 30000 لوح گلی با متن هایی به خط ميخی ايلامی بدست آمد. لوحه ها مربوط به سالهای 509 تا 494 يعنی 13 تا 28 سال فرمانفرمایی داريوش است. حدود 6000 لوح آن تقريبا سالم بود که حدود 2000 لوح تاکنون منتشر شده است ( نک، هالوک، مهر PF). هالوک 1500 لوح را خوانده است که در تاليف فرهنگ ايلامی از آن استفاده کرديم. اين لوحه ها متغلق به بايگانی ديوانی داريوش بزرگ است. متن ها روی هم رفته کوتاه و حاوی مطالبی درباره ی درآمدها و مخارج است و در نگاه نخست چندان ارزشمند به نظر نمی رسد.

برای نمونه نگاهی به متن لوح (798 PF) بياندازيم:

(BAN  حدود 130 ليتر) جو، حواله امورته (Amavrta) به صورت جيره [به مرور] دريافت کرده است. امورته, سال 21 ماه شيبار(نهمين ماه ايلامی). تاريخ اين لوح ماه های نوامبر/دسامبر سال 501 پ.م است.

مهر شماره 186 به پشت لوح و مهر شماره 29 به کناره سمت چپ لوح خورده است. با بررسی همه ی اسناد ميتوان به اين نتيجه رسيد که مهر همه کارگزاران محلی در سمت چپ آمده و بالاخره اين کار ادراه ی محصول طبقه بندی شده بوده است. بدين معني که يک کارگزار مانند امورته مسئول غله، کارگزار ديگر مسئول ميوه و ديگری مسئول شراب و ديگر مسئول چارپايان و تدارکات گوشت بوده. وقتی به اين ترتيب هزاران لوح ديوانی را که از تخت جمشد بدست آمده بررسی ميکنيم ناگهان هسته مرکزی و حکومتی شاهنشاهی بزرگ ايران آکنده از زندگی ميشود.

از صدها آبادی نام برده ميشود که اغلب موقيعت جغرافيایی آن – دست کم به تقريب – روشن ميشود. اگر طول و عرض جغرافيایی آباديها معلوم نيست، جای آنها در يک شبکه اداری – اقتصادی متراکم مشخص است. کارمندان دارای نام و سمت ميشوند و وظايف شان مشخص است و به همين ترتيب بسياری از سوالها در ارتباط با زندگی روزمره به پاسخ ميرسند. بنا به شواهد هر عضو دربار شاهنشاهی هخامنشی که به نحوی در سازمان اداری مسئوليتی داشت, دارای مهر مخصوص خود بود. گاهی مهری اين چنين گم ميشد. برای فرنکه بلند پايه ترين مقام تخت جمشيد که ما رئيس تشريفات داريوش بزرگ ميخوانيم, چنين اتفاقی افتاد. پس همه کارمندان درباری مهر فرنکه را با نام او به خط آرامی مشناختند. وقتی اين مهر گم شد کارمندان ناگريز بودند تا خودشان را به مهر جديد عادت دهند. از اين رو فرنکه به آنها بخشنامه کرد که:

"مهری که پيش از اين از آن من بود گم شد. اکنون مهری که بر اين لوح است مهر من است". (68/67 PF ) هر مسئولی که دريافت کننده جيره بود موظف بود که بر سه لوح مهر خود را بزند يک نسخه برای بايگانی محلی, يک نسخه یرای بايگانی مرکز بخش و سومی مستقيما به مرکز در تخت جمشيد فرستاده ميشد. اين لوحه ها نخست در تخت جمشيد کنترل شده، سپس بايگانی ميشدند. اما نظام کنترل شاهنشاهی هخامنشی تنها در جمع آوری و بايگانی يکايک اين سندها خلاصه نميشد. هر دو ماه و هر سال يکبار بايستی گزارش از عملکرد همه حوزها تهيه میکردند. درستی اين ترازنامه را سه کارمند تصديق ميکردند که نخستين آنها مسئول بخش مربوطه در آبادی بوده است. مثلا وقتی حساب رسی غله انجام ميشد, اول مسئول مربوط که رئيس کل انبار ناميده ميشد, و پس از آن مقام دوم هميشه يک "آتش ريز" است, اين مقام مقام رسمی روحانی محل است که از سوی حکومت برای انجام مراسم آيين های دولتی تعيين ميشد. او هم بايستی همزمان, امور اداری را کنترل ميکرد و با مهر خود مسئوليت صحت صدور سند را به عهده ميگرفت. مقام سوم نگهبان انبار ناميده شده است. در کنار اينها يک حساب رس ويژه نيز وجود داشت. اين حساب رسها مسئوليت حساب رسيهای يک حوزه را به عهده داشتند. ندرتا در پايان ترازنامه های سالانه به نام اين حساب رسان اشاره ميشود. مثلا:

اين حساب رسی را برای سال 18 و 19 مسيکه (Masika) در سال 19 به انجام رسانده است (1984 PF.). وقتی که مسيکه به خاطر کار زياد نتوانسته است شخصا همه ی موارد را کنترل کند, اين قدر احتياط کار و زيرک بوده است که اين ناتوانی را عينا به روی لوح مياورد. مثلا نوشته است:

"ذخيره ی نگهبانان انبار را در مکنه (Makna) خودم نديدم. حساب رسی را بر اساس گفته نگهبانان انجام دادم" يا در جای ديگر مسيکه مينويسد: "حساب رسی سال 22 را در ماه دوم سال 23 هو سه وه (Hussavah) کنترل کرده است"

در راس اين حساب رسها, حساب رس کل منطقه قرار می گرفته که سمت کنترل حساب رسی های آن منطقه را بعهده داشته. در اين ميان سهل انگاری های کارمندان موجب اخطارهای مکرر حساب رس کل ميشده که برای نمونه مرنتشانه (Mrntsنnah) حساب رس کل منطقه ايلام نوشته که چرا حساب درآمد از بابت بهره ی سال 19 ميوه آبادی زرشوتيش (Zrasvatis) در ماه 6 سال 22 به دستش رسيده است (2003 PF).

به اين ترتيب معلوم ميشود که با نظام ديوانی فوق العاده دقيقی سر و کار داريم. مسئول شراب عنوانی مانند شراب دار يا شراب بر را داشت. اين مقام اغلب مسئول ميوه هم بود. در اين ميان به عنوان خاصی نيز شبيه ميوه دار يا ميوه بر برميخوريم. ظاهرا وجود اين مقام بستگی به آن داشت که در بخش مربوطه باغهای بزرگ ميوه وجو داشته باشد يا اين که به سبب کمبود اجبارا ميوه از آباديهای همسايه برای مصرف کارگران تهيه ميشده. بلندترين مقام نظام اداری رئيس تشريفات:

شاهنشاهی بزرگ ايران به ساتراپهای بزرگی تقسيم شده بود که در راس هر يک از آنها ساتراپي قرار داشت. اما سرزمين مرکزی ايران, يعنی پارس بدون ساتراب بود. براين بخش از شاهنشاهی, شخص شاه و بلندپايه ترين مقام پس از او که او را رئيس تشريفات ميناميم, مستقيما حکومت می کردند. قلمروی وظايف رئيس تشريفات بسيار گسترده بود. برای اينکه بتواند از عهده ی انجام تمام وظايف برآيد منشی های متعدد داشت. علاوه بر تخت جمشيد که سازمان دربار آن را زير نظر داشت در ديگر نقاط پارس نيز منشی هايي برای او کار ميکردند. مسافر هايي که از ساتراپهای شاهنشاهی مي آمدند هميشه گذرنامه ای از ساتراپ خود همراه داشتند.

ظاهرا کارمندان حق صدور گذرنامه را نداشتند. در تخت جمشيد معمولا فرنکه, رئيس تشريفات داريوش بزرگ, مدارک مربوط به سفر را صادر ميکرد. جز شاه و رئيس تشريفات فقط معاون او(رئيس تشريفات) حق صدور مدارکی از اين دست را داشتند. تدارکات مسافرتهای شاه, ذخيره مايحتاج شاه مانند انبار کردن جو در تخت جمشيد و يا نظارت بر پرورش و يژه ماکيان و يا پروار بندی حيوانات جزوء وظايف رئيس تشريفات بود. اصطبل شاهی نيز با همه مهترها, شترها, اسب ها و قاطرها زير نظر رئيس تشريفات اداره ميشد.

همواره گروهی از کارگران در سراسر اقليم شاهنشاهی در رفت و آمد بودند. اين هم زير نظر رئيس تشريفات اداره ميشد. يکی ديگر از وظايف فرنکه در مقام رئيس تشريفات نظارت عالی بر ماليات های و دريافت اجاره ها بود. قائم مقام رئيس تشريفات قائم مقام رئيس تشريفات دارای همه ی وظايفی بود که برای رئيس تشريفات برشمرديم. کارهای اداری متعددی که در تخت جمشيد انجام ميشد به خصوص در غياب شاه و فرنکه همه بر عهده و زير نظر چيسه وهوش (ˆCissavahus) قائم مقام فرنکه بود. در غيبت شاه به ويژه هنگام سفر زمستانی شاه به شوش ترافيک منظمی از پيکهای سريع ميان تخت جمشيد و شوش برقرار ميشد.

به نظر ميرسد که هرزگاه چيسه وهوش شخصا به حضور شاه مي رسيده است. سازمان دربار سازمان دربار شامل رئيس های سازمانهای گوناگون و منشی های متعدد بود. حالا به کمک اين اسناد وديگر سندهای موجود به روشنی ميتوان ترتيب سمت اجرايي کارمندان دربار را ذکر کرد. - رئيس تشريفات به منشی اختصاصی خود دستور انجام کاری را ابلاغ ميکرده. - منشی اختصاصی به سازمان دربار ميرفت و به رئيس سازمان مطلبی را که بايد نوشته شود را اطلاع ميداد. - رئيس سازمان يکی از منشی ها را احضار و او را مامور انجام دستور ميکرده. - منشی به کمک دستيارانش نوشته را با يک نسخه ی اضافی برای بايگانی و در چند مورد با متن بر روی پرگامنت (پوست حيوان) آماده ميکرد. - اگر منشی اختصاصی رئيس تشريفات به سبب کاری در محل حضور نداشت, رئيس تشريفات, رئيس سازمان دربار را نزد خود ميخواند. خزانه دار دربار جدای از رئيس تشريفات و قائم مقام يکی ديگر از مديران تخت جمشيد خزانه دار دربار بوده است که از رئيس تشريفات دستور ميگرفت. خزانه دار از نظر رتبه از قائم مقام رئيس تشريفات پايين تر بود. خزانه های پارسی با مجموعه ابواب جمعی اش زير نظر خزانه دار بوده است و انبوهی از جمعيت در اين خزانه ها مشغول کار بوده اند, زيرا خزانه ها اشيا گرانبها را نه فقط جمع آوری و نگهداری بلکه توليد نيز ميکردند. درباره ی نقره کاران, زرگران, نجاران مبل ساز و مبل پايان (تميز کنندگان) و پيش از همه درباره خياطان گزارش های متعددی داريم.

تعداد کارگران خزانه در خزانه های مختلف گوناگون است. مثلا در خزانه شيراز 231 کارگر در آبادی پرويچه (Parvyaca) 527 و در ورنتوس( Vrantus) 544 و در خواده ايتشيه (Xvadaitsaya) گروهای مختلف از 119, 259, 677, 494, 702 نفری نام برده ميشود. در خود تخت جمشيد در سال 467 (سال 19 خشايار شا) 1348 کارگر خزانه نام برده شده.

خياطی ها از ديگر بخشهای مهم خزانه ها بود. در اين خياطی ها لباسهای مشهور ايرانی دوخته ميشد که در ميان خلعت های شاهانه جای ويژه ای داشت. نويسندگان يونان نيز همواره از اين لباسها در رديف اشياء گرانبها نام برده اند. در اين خياط خانه ها صدها کارگران زن و مرد سرگرم کار بوده اند. جالب اينکه سرپرستی همه ی کارگاه های توليدی خزانه ها هميشه با يک زن است که بالاترين حقوق را در ميان کارکنان اين کارگاه ها دريافت ميکند.

در مرتبه بعد کاخ دار (Grdhapatis) بود که همپايه خزانه دار بود. کار اصلی او عزل و نصب و ترتيب دادن جيره ی کارگران و دارای حوزه نفوذی بسيار وسيع بود. مقام بعدی در نظام ديوانی هخامنشی نمايندگان محلی دولت بودند. معاونين نمايندی محلی کارمندان تهيه مواد بودند. مثلا به عناوين نظير مدير غله ها يا انبار دار, مدير ميوه, مدير شراب, مدير دامداری (سر گله) که تعداد زيادی چوپان در اختيار داشت. هر کدام از اين مديران معاونی داشتند و متصديان انبارها را سرپرستی ميکردند. کارگران نيز متناسب به کارشان گروه بندی ميشوند و هر گروه سر کارگری داشت. در لوح های ديوانی به گروهای 100 کارگری و 10 کارگری برميخوريم. وضعيت دستمزدها لوح های به دست آمده در تخت جمشيد از نظام دستمزد ها در زمان داريوش اطلاعات جالبی به دست ميدهد.

طبقه بندی دستمزدها بسيار غنی و از جهاتی چنان مدرن است که گاه پيش رفته تر از امروز به نظر ميرسد. حقوق خدمتکاران و پادو ها, مهترها, کارگران خزانه, نخ ريسها, چوب کارها, نجارها, ظريف کارها, زرگرها, روغن سازان, آب ميوه گيران (شربت سازان) و پسر بچه های پارسی که از سنگ نبشته ها رو نبشته تهيه ميکردند پايين ترين سطح حقوق بود. همه کارگرانی که حداقل جيره را ميگرفتند به عناوين و مباسبت های گوناگون اضافه درآمد داشتند. به طور منظم, شايد هر دو ماه يک بار پاداش داده ميشد. به اين پاداش ها بايد جيره ی ويژه ای را که ديوان ادارای به نام کمک شاهانه به کارگران ميداد افزود. تقسيم اين کمکها به عهده سرپرست ويژه ای بود که مفتش خوانده ميشد. علاوه بر اين اضافه پرداختهای مشخص و هميشگی جيره ای وجود داشت که به آن پيش کشی(ga-ma-kas) ميگفتند.

زنان باردار 5 ماه تمام جيره ی ويژه ای ميگرفتند. کارگران کارهای سنگين نيز جيره پيش کشی دريافت ميکردند. در کنار نگهبانان خزانه, بانوان خياط, بانوان کارگر مزارع و کارگران نقاشی ساختمان, اغلب با کارگران خارجی نيز که جيره پيش کشی دريافت ميکردند مواحه ميشويم. مثلا از تراکيه ی ها, ليکيايی ها, کاپادوکيه ای ها و سغدی ها نام برده ميشود. برسیهای ما تاکنون مشخص کرده که جيره و اضافه پرداختهای مربوطه فقط شامل کارگران و خدمتگذاران ساده ميشد که حداقل دريافتی را داشته اند. ظاهرا در شاهنشاهی ايران همه ميتوانستند با کسب مهارت ميزان دريافتی های خود را بيشتر کنند. از حقوق های متفاوت زنان گروه خياطی ميتوان نتيجه گرفت که بانوان خياط در مراحل گوناگون از آموزش بوده اند. اسناد ديگری هم نشان ميدهد که مرد و زن برای کار واحد, کارهای هنری و بسيار ظريف مزد برابر ميگرفته اند. ميزان حقوق ظريف کاران و ظريف تر شدن کار مثلا دوختن لباس ساده ظريف و يا خيلی ظريف و يا داشتن مهارت کافی يا نوآموز بودن و در مورد زنان کار نيمه وقت و يا تمام وقت بر ميزان حقوقها اثر ميگذارده است. در جایی از زنی نام برده ميشود و اصطلاح "به کوچو لوِیی زندگی بخشيده است" در موردش به کار برده شده. از اين مطلب و ميزان حقوق اش نتيجه ميگيريم که شايد اين زن در دوران مرخصی زايمان بوده و از اين جهت حقوق کمتری گرفته که برای روشن شدن مطلب به نام شوهرش هم اشاره شده است. شايد سپردن کار به او را بتوان بخشی از کمکهای بعد از زايمان شمرد. به خصوص اين که به اين زن در بين کودکانی اشاره شده که هنوز زمان کار آنها نرسيده است. پس از مدتی او را ميبينيم که مجددا مشغول به کار شده و نوزادش در حين کار مادر به وسيله له له های مهد کودک نگهداری ميشود.

در لوحه های تخت جمشيد بالاترين حقوق را بانوان سرپرست دريافت ميکنند. سرپرست زن خزانه ی پيته نه 50 ليتر جو, 30 ليتر شراب در ماه ميگرفت. پس از اين سرپرست يک مرد با 40 ليتر جو و سه زن با 40 ليتر جو و 10 ليتر شراب قرار ميگيرند. جيره شراب پسران جوان از ديگران کمتر است. اين تفاوت در مورد پسران جوان احتمالا گويای توجهی است که به آنها ميشد. درباره جيره شراب بسيار کم پاسبانان يعنی نيم ليتر در ماه هم احتمالا بی ارتباط با شغلشان نيست. مجموعا ميتوان چنين برداشت کرد که نظام ديوانی هخامنشی ميکوشيد تا هر کس به اندازه کاری که انجام ميداد مزد ميگرفت.

از آن جا که پرداخت حقوق به شکل جنس دشوار بود اندک اندک پرداخت نقره در مقابل يک سوم تا نيمی از حقوق متداول شد. لوحی به زبان بابلی جديد از آغاز سده ی 5 پ. م. از 8 کارمند بلند پايه ی ايرانی گزارش ميکند که برای انجام ماموريتی به بابل اعزام ميشوند. آنها برای مخارج راه نقره ميگيرند تا خود مايحتاج شان را تهيه کنند. دقيقا تعيين شده که نقره دريافتی برای خريد چه چيزی بوده است. شراب, گوشت گوسفند, مربا, سبزی و ماهی. اين خود نوع تغذيه اين گروه از مردم را آشکار ميکند. احتمالا هر خانواده ای برای خود باغچه يا زمينی داشته و بسيار محتمل است که بذر مورد نياز برای کشت را نيز دريافت ميکرده اند. اشارات زيادی در دست است که کارگران خود نيز صاحب احشام بوده اند. مثلا از تحويل بزغاله هایی صحبت ميشود که بايستی در خانه پرورانده شوند. در صورت کافی نبودن مرتع برای تغذيه ی بز و گوسفند و ماکيان از طرف دستگاه اداری به کارمندان جيره علوفه داده ميشد. به اين ترتيب پرورش حيوانات در جهار چوبی معين بخشی از مخارج کارگران را تامين مي کرد. همچنين در برخی نقاط به کارگران ناهار ميدادند مثلا در خزانه ها آشپزهای زن برای نهار کارگران خوراک عمومی مي پختند. بنابراين خوراک روزانه را هم بايد به ميزان حقوق افزود. با اسناد ی که امروز در دست است پی بردن به ميزان واقعی درآمد در زمان هخامنشيان کار بسيار دشواری است. با اين همه مسلم است که حقوق و جيره طبقه بندی شده بود و هر کس به نسبت مهارت و ميزان کار حقوق دريافت ميکرد. کوشش ميشد تا به عناوين مختلف دريافت کنندگان حداقل دستمزد با اضافه پرداخت هایی تامين شوند. به همين دليل حداقل حقوق از آن چه در بين النهرين پيش از هخامنشيان پرداخت ميشد و جيره آنها فقط 20 ليتر جو بود بالاتر است, يعنی 30 ليتر جو.

در زمان داريوش کمکهای پراکنده دولتی را نيز بايد بر حقوق کارگران و کارکنان افزود. اين کمکها شامل کارگرانی ميشد که شرايط کاری فوق العاده سختی داشتند و يا به دليلی ديگر مستحق دريافت پاداش بودند و هم شامل حال زنانی که وضع حمل کرده بودند. حقوق زن ومرد برای کار يکسان برابر بود. زنان ميتوانستند ساعات کار کمتر و يا به عبارت ديگر کار نيمه وقت بردارند. محيط کاری زن و مرد يکی بود و امکانات کارآموزی و ارتقای شغلی برای هر دو يکسان فراهم ميشد. در ميان اسناد موجود تعداد مديران و سرپرستان زن کم نيست. در کارگاهای شاهی خزانه ها, صدها بانوی خياط نه فقط لباسهای پر زرق و برق برای خلعت دادن شاه می دوختند بلکه به استناد ليستها های حقوقی لباسهای کاملا معمولی نيز در اين کارگاه ها دوخته ميشده است که به احتمال زياد مورد مصرف کارگران و کارکنان بوده است. در شاهنشاهی بزرگ ايران در کنار مردی که در خدمت دولت بود بی شمار پيشه وران و بازرگانان آزاد و همچنين کشاورزان و مالکين بزرگ نيز قرار داشتند که به سهم خود از مزدگيران و خدمتکاران خاص استفاده ميکردند. مثلا در جایی از خياطی مستقل صحبت ميشود که لباسهای توليدی خودرا به خزانه تحويل داده و برای هر دست لباس 10 ليتر جو گرفته است.

در بررسی اسناد موجود در مورد اخذ مالياتهای سراسری به نام زنهایی نيز برميخوريم که لابد صاحب گله يا ملک شخصی بوده اند. ظاهرا چه در حوزه های مالياتی و چه در تخت جمشيد فهرست و رونوشتی از دارایی های شخص مشمول ماليات وجود داشته. در سندی از جيره کارمندی صحبت ميشود که در حال سفر برای شمارش مردم است. از اين جا معلوم ميشود که سيستم سرشماری معمول بوده و قطعا در کنار آن آمارگيری از مالکيت و اموال نيز وجود داشته که اساس تعيين ماليات قرار ميگرفته است. تاسيسات به گزارش ديودروس (کتاب 10, بند 21) تراکم جمعيت در پارس بسيار بوده. در لوح های ديوانی به دست آمده از تخت جمشيد نام حدود 400 آبادی ثبت شده است. مسير جاده ی پستی ميان تخت جمشيد و شوش برای بازيابی محل تقريبی آبادي ها در لوح ها کمک شايانی است. اين راهها مانند شاهرگی پارس را به ديگر نقاط متصل ميکردند. در کنار اين راهها چاپارخانه هایی قرا داشت که ترتيب قرا گرفتن چاپارخانه ها را ميتوان به کمک لوح ها به خوبی معين کرد. از تخت جمشيد به شوش 22 چاپارخانه به فاصله 24 کيلومتری وجود داشته است.

در پاسارگاد و در تخت جمشيد از برج و بارو خبری نيست. ظاهرا داريوش با سربازان و ديوان اداری اش آن چنان بر شاهنشاهی بزرگ خود مسلط بوده که ساکنان اين شهرها را هراسی از حمله دشمن نبوده. از کثرت رفت و آمد در راه ها هم به ميزان اين امنيت پی مي بريم. راه ها نگهبانانی داشت که مسئول نظم و آرامش و حفاظت از جاده بودند. شهرها گر چه برج و باروی نداشت ولی از تاسيسات ديوانی معينی محافظت ميشدند. ما با شگفتی ميبينيم که دو مرد با 8 خدمتگذار همراه بدون محافظ, خزانه ی بابل يعنی خراج بابل را به تخت جمشيد حمل کرده اند.

برای ديدن سازمان اداری دوران هخامنشی به اينجا کليک کنيد. اين يک نماد شماتيک است .


خانم هايد ماری کخ در سالهای شکوفايی بی نظير ايرانشناسی دهه ی چهل ميلادی در آلمان متولد شد و در سالهای افول ايرانشناسی دهه ی نود با انتشار کتاب "از زبان داريوش" يک بار ديگر ايرانشناسی (به مفهوم قديم) در حال انقراض آلمان جانی تازه بخشيد.

خانم پرفسور کخ نخستين مرحله تحصيلات دانشگاهی خود را با دريافت درجه ی فوق ليسانس رياضی گذراند و شايد اگر به تصادف و به سبب شغل همسر باستان شناس خود با پرفسور والتر هينتس, ايرانشناس آلمان, آشنا نمی شد, هرگز به تاريخ و فرهنگ ايران روی نمی آورد. او نيز مانند يگران با نخستين برخورد خود با هينتس شيفته ی رفتار دانشمند وارسته شد و به قول خودش اين شيفتگی چنان ژرف بود که بی درنگ تحصيل در رشته ی ايرانشناسی را آغاز کرد.

خانم کخ پس از دريافت درجه دکتری بلافاصله يار خستگی ناپذير او در تاليف عظيم فرهنگ ايلامی - آلمانی شد و سرانجام در تاريخ 1984 با رساله " امور ديوانی و اقتصادی فارس در زمان هخامنشيان " به دريافت مقام پرفسوری نايل شد. فرهنگ ايلامی در سال 1986 و دو سال بعد, در سال 1988 , رساله پرفسوری خانم کخ منتشر شد.

تمامی کارهای علمی خانم کخ درباره ی فارس و تخت جمشيد و امور اجتماعی ايران زمان هخامنشيان, بر اساس الواح گلی خزانه ی تخت جمشيد است, که در ده ها مقاله و چندين کتاب, از جمله کتاب ماندگار و کم نظير حاضر, منتشر است. . دکتر پرويز رجبی, مترجم اين کتاب, متولد 1318, ديگر شاگرد مرحوم پرفسور والتر هينتس, که حدود 10 سال پيش از خانم کخ رسما از محضر استاد با اخذ درجه دکترا مرخص شده, اما تا واپسين روزهای زندگی پر برکات اش, زانو به زانو, از او درس گرفته است.

 

کوروش قاسمیان

خلاصه: حكومت هخامنشيان و چگونگي تشريفات درباري با استفاده از پژوهشهاي "والترهينس ـ "Walther Hinz و "گرولدوالرز ـ "Gerold Walser و نوشته‌هاي هرودوت وگيرشمن ـ "R.Ghirshman و با استفاده از مطالب سفرنامه‌هاي "انگلبرت كمپفر ـ E.Kaempfer " و ژان‌شاردن ـ "J.Chardin ـ نفوذ تمدن مادي برپارس‌ها، نفوذ تمدن ايلامي بر آنها ـ تاج شاهان هخامنشي و كلاه پارسيان ـ كلاه درباري و كلاه ارتشي ـ كفش ـ سازوبرگ نظامي هخامنشيان (سپر، كمان، ارابه جنگي).

 

 

دكتر مهدي روشن ضيمر

دانشيار دانشگاه ادبيات و علوم انساني دانشگاه ملي  

هنگاميكه هخامنشيان در جرگه خاورزمين وارد شدند در مقابل خود تمدنهاي قديمي و پيشرفته‌اي مشاهده كرده، مي‌دانستند كه تمدنهاي كهن و چند هزار ساله آن ملل بر تمدن جديد آنها برتري دارد وشايد بهمين سبب هم كورش شاهنشاه نيرومند و آزادي‌دوست هخامنشي به ملل تابع خود آزادي زياد ميداد تا آنجا كه در تورات بارها از او تمجيد شده، حتي او را مسيح خداوند و ناجي بشر لقب داده‌اند[i].

داريوش هم بنوبه خود نسبت به مللي كه تحت فرمان او بودند، رفتاري بشردوستانه داشته، نسبت به آنها بنحو بسيار خوبي رفتار مينمود.

شاهنشاهان هخامنشي عموماً تمدن و فرهنگ ملل تابعة خود را حمايت نموده، به آنها امتيازاتي زياد ميدادند.

شاهنشاهي هخامنشي بر مللي تكيه داشت كه بعنوان شكست خوردگان يا بردگان معرفي نميشدند، بلكه همه بطور يكسان عضو آن شاهنشاهي بزرگ بودند و بنابر منشوري كه كورش بزرگ در بابل صادر كرده است، در آن همه ملل آزاد بودند، خداي خود را بپرستند و معابدي بنا بر رسوم و عقايد خود برپا نمايند. اين ملل هر يك بسهم خود در پايه‌گذاري تمدن ايران زمان هخامنشي دستي داشته‌اند كه اكنون درباره اهم آنها گفتگو بعمل خواهيم آورد.

با توجه دقيق و مطالعه‌ي ژرف در سنگ نگاره‌هاي دوران هخامنشي بخصوص در تخت جمشيد و بويژه در بناهاي داريوش و خشايارشا، بيش از همه‌جا آثار نفوذ هنر مادي و ايلامي بچشم ميخورد[ii].

نفوذ تمدن مادي

بطوريكه ميدانيم مدتهاي مديدي پارسيان تابع دولت ماد بوده، سپس در حدود سالهاي 625 پيش از ميلاد در نواحي شرقي انزان يا انشان كه بعدها بنام آنان پارسه خوانده شد، شاهنشاهي خود را پايه‌ريزي كردند.

يكي از استادان فن كه بويژه دراين‌باره پژوهشهاي پرارزشي نموده است پرفسور دكتر والتر هينتسProf. Dr. Walther Hinz استاد رشته ايرانشناسي دانشگاه گوتينگن آلمان ميباشد كه در كتاب خود بنام «دولت ايلام» بطور مختصر و مفيد مطالب بسيار جالبي آورده است. در سال 550 پيش از ميلاد كورش موفق شد نه تنها خود را از فرمانبرداري دولت ماد آزاد كند بلكه كار را بدانجا رسانيد كه آندولت را تابع و منقاد خود نيز بنمايد[iii].

اين امر مسلم است كه حكومت طولاني مادها بر پارسيها باعث نفوذ تمدن و فرهنگ آنان در جامعه هخامنشي بخصوص در ترتيب اداره امور درباري آنها گرديده است. واژه‌هائي كه براي شاه، شاهنشاه، بزرگان و نجبا، افسران و سپاهيان و خزانه و دادگستري و غيره بكار برده ميشد، همه اقتباس از واژه‌هاي مادي بوده است[iv]. در تخت جمشيد هرگاه بار عامي نشان داده ميشود اولين شخصي كه جلوي شاهنشاه ايستاده، هميشه يكنفر از بزرگان مادي (ش‌) ميباشد. در چهار سنگ نگاره تالار صد ستون و دو سنگ نگاره خزانه شاهي، اين موضوع بخوبي ديده ميشود.

چند نفر از دانشمندان اروپائي از جمله گرولد والزر Gerold Walser استاد سويسي در رشته تاريخ باستاني و مؤلف كتاب «باريابي بدربار شاهنشاهان ايران»[v] عقيده دارند كه اين نجيب‌زاده مادي تقاضاي باريافتن عده‌اي بحضور شاهنشاه را دارد. ولي چنين ميتوان گفت كه اين نجيب‌زاده مادي كه در همه‌جا بيك صورت و طرح تراشيده شده است، مهمترين و يا يكي از مهمترين مشاغل درباري را داشته، كسي بوده كه كسب اجازه براي باريافتن بحضور شاهنشاه در اختيار او بوده است.

استاد گيرشمن اين شخص را Grand maitre des c’er’emonies يعني رئيس تشريفات ناميده است[vi]. پرفسور والتر هينتس نام Hofmarschall را كه بهمين معني آمده است براي اين نجيب‌زاده مادي انتخاب كرده است[vii]. بطوريكه از روي اين سنگ نگاره (ش1) نمودار است شاهنشاه روي تخت جلوس نموده و در مقابل او دو آتشدان قرار گرفته و رئيس تشريفات، در حاليكه عصاي مخصوص صاحب منصبان عالي‌رتبه را بدست چپ گرفته است، دست راست خود را بجلوي دهانش نگه داشته تا از برخورد نفس خود به آتش مقدس جلوگيري كند. رئيس تشريفات با اين نوع اداي احترام از شاهنشاه باريافتن ميهمانان را درخواست مينمايد.

شايد بتوان حدس زد كه اين رئيس تشريفات در ابتداي صحبت خود جمله «پادشاه تا به ابد زنده باد» را ادا مي‌نموده است. اين جمله در زمانهاي باستاني در دربارها بخصوص هنگام باريافتن مرسوم بوده است. در كتاب تورات اين جمله كه در حضور شاه ادا ميشده است بارها ديده ميشود. از جمله در آنجائيكه رؤسا و واليان براي بدگوئي و شكايت از دانيال – كه مورد توجه خاص شاه قرار گرفته بوده – به داريوش مراجعه كرده‌اند، در حضور وي چنين آغاز سخن ميكنند: «اي داريوش پادشاه تا به ابد زنده باش…»[i].

يكي از علائم شخصيت و مقام والاي اين نجيب‌زاده مادي، يعني رئيس تشريفات دربار، در دست داشتن عصا است (ش1) در دست گرفتن اين عصا تا قرون اخير نيز توسط رؤساي تشريفات مرسوم بوده است. مثلاً انگلبرت كمپفر Engelbert Kaempfer پزشك دانشمند و سياح معروف آلماني كه مدتها، در اصفهان، در دربار صفويان رفت و آمد داشته است چنين ميگويد:

«رئيس تشريفات Supremus aulae Mareschallus مأمور حفاظت دربار بوده، بر گروه كارمندان درباري از جمله گارد محافظ و پاسبانان، شاطران و دربانان و سربازان گارد كه اصلاً عده‌‌شان به 2000 نفر ميرسيده فرمانروائي داشته است. اين رئيس تشريفات موظف بوده است كه هنگام بار دادن و آمدن ميهمانان خارجي و داخلي به هر يك، نسبت به مقامشان، احترام گذارده، در محلي مخصوص بدانها جاي دهد. مكان ايستادن رئيس تشريفات نزديك تخت شاهنشاه و در آنجا مراقب اشارات و دستورات وي بوده است[ii]».

يكي ديگر از دانشمندان اروپائي ژان شاردن Jean Chardin سياح فرانسوي نيز دربارة عصاي مخصوص رئيس تشريفات در زمان صفويه شرح مفصلي آورده چنين گويد:

«رئيس تشريفات براي نشان دادن مقام خود دستور ميدهد، عصاي كلفت طلائي را كه با سنگهاي قيمتي زينت يافته، پنج فوت درازاي آنست در جلويش حمل كنند. هنگاميكه شاه حرم را ترك مينمايد رئيس تشريفات فوراً عصاي نامبرده را در جلوي خود نگه داشته و منتظر فرامين شاهنشاه مي‌ايستد….»

سپس ادامه ميدهد: «جاي رئيس تشريفات در بالاي مجلس مافوق بقيه منصب‌داران و درباريان است ولي هيچگاه نمي‌نشيند، چون هميشه بايد منتظر دستورات شاهنشاه باشد[i]»

متأسفانه تابحال دانشمندان نتوانسته‌اند بدانند عنوان اين نجيب‌زاده مادي كه منصب رئيس تشريفات را داشته چه بوده است. در سنگ نبشته شاپور اول به خط پهلوي ميانه كه متعلق بسال 260 ميلادي بوده، در نقش رستم موجود است، ما به واژه‌ي دريكان سردار darikan sardar يا در‌يك‌پد darikpad برميخوريم كه ميتوان آنرا سردار دربار يا افسر درباري دانست[ii]. البته ما ميتوانيم براي اثبات اين سخن به كتاب Kyrupaideia جلد هشتم گزنفون و يا آثار هردوت نيز مراجعه نمائيم ولي با اينكار بحث ما بدرازا خواهد كشيد. در اينجا گفته‌ي هردوت را بطور اختصار ذكر مينمائيم:

مورخ نامبرده در جلد سوم كتاب خود در آنجا كه راجع به اينتافرنس Intaphernes يا وندافرنا Vindafarna يكي از 6 نفر همراهان داريوش كه بكمك او گوماتاي غاصب يا بردياي دروغي را نابود كردند، صحبت ميكند، چنين آورده است: «وندافرنا روزي ميخواست، بي‌اطلاع قبلي و بدون داشتن اجازه ورود، بحضور شاهنشاه برود ولي نگهبانان دربار از ورود او جلوگيري بعمل آوردند.»[iii]

در جاي ديگر هردوت در جلد سوم كتاب خود صفحة 34 هنگاميكه درباره يكي از عاليقدرترين درباريان كامبيز گفتگو بعمل آورده است ميگويد، او كسي است كه همه اطلاعات و گزارشات را بسمع شاهنشاه ميرساند. اين مورخ باستاني در كتاب خود وجود رئيس تشريفات را به دوران سلطنت بنيانگذار شاهنشاهي ماد يعني ديوكس Deiokes رسانيده است[i]. در دست داشتن عصا فقط مخصوص رئيس تشريفات كه يك نفر مادي است نبوده بلكه گروههاي ديگري هم اجازة حمل اين عصا را داشته‌اند. اولين گروه، دو نفر افسر نگهبان پارسي هستند كه هر يك چنين عصائي بدست راست گرفته، دست چپ خود را طبق معمول آنزمان بروي مچ دست راست نهاده‌اند (ش2). معلوم نيست كه اين رسم ايستادن بحالت احترام، آيا در زمان ماديها هم معمول بوده يا نه.

اين دو افسر نگهبان كلاه يا تيار مخصوص پارسيان را بسر دارند و از بلندي و فرم ترك‌ترك آن ميتوان فهميد كه ارتشي بوده‌‌اند. در هر حال بطوري كه از اين سنگ نگاره‌ها معلوم ميشود  همه نگهبانان دربار سربازان پارسي بوده‌اند، يعني اگرچه مادي‌ها در دربار، داراي مناصب بسيار عالي از جمله شاغل منصبي چون رئيس تشريفات بوده‌اند ولي محافظت جان شاه و پاسباني دربار وي هميشه در دست پارسيان بوده است و در همه جا در پله‌هاي ورودي آپادانا و ساختمانها و كاخ‌هاي داخلي آن و بالاخره كاخهاي داريوش و خشايارشا، هميشه محافظين و گاردها پارسي هستند. جاهائي كه پاسداران پارسي و مادي توأماً و با هم نشان داده شده، در محوطه‌ها يا حياط‌هاي خارجي كاخها ميباشند كه گاهي هم سربازان ايلامي بدانها افزوده شده‌اند.

مثلاً در كاخ صدستون اين پاسداران پارسي كه با در دست داشتن عصا، عالي بودن مقام و درجه خود را نشان ميدهند، با وجود جاه و منزلشان – بعد از رئيس تشريفات كه يكنفر مادي بوده – قرار داشته‌اند. گروه ديگري از پاسداران كه روي ديوارهاي آپادانا در پله‌هاي شرقي و شمالي نقش شده‌اند، سربازان ايلامي هستند و ايلامي بودن آنها از نوار تابيده و پيچ‌در‌پيچي كه بشكل طناب كلفتي بدور سرشان بسته‌اند، نمايان است (ش3).

پشت سر پاسداران ايلامي يكنفر منصب‌دار مادي در حاليكه عصا بدست دارد ايستاده اين شخص فرمانده يا رهبر چند نفر فراش و خدمتكار ميباشد كه صندلي شاهنشاه و قالي و غيره را حمل ميكنند (شكل 4و5).

گزنفون در كتاب خود Kyrupaideai جلد VIII [i]از عده‌اي شلاق‌دار گفتگو ميكند كه هنگام بيرون آمدن شاهنشاه اشخاص را متواري ميكرده‌اند. در قرون وسطي و هم‌چنين در دوران صفوي و بعد از آن در ايران اين فراشهاي شلاق بدست نيز جزو خدمتكاران درباري با عناوين: جلودار باشي، فراش‌باشي و غيره مشغول خدمت بوده‌اند. در اين محل گروه‌هاي ديگري نيز نقش گرديده‌اند كه تشريح آنان مدت زيادي وقت لازم دارد لذا اكنون فقط بذكر مختصر نام آنها اكتفا ميكنيم:

سومين گروه آناني هستند كه اسبان مخصوص شاه را نمايش ميدهند و اينان نيز مادي هستند.

گروه چهارم گردونه‌ها و گردونه‌رانان سلطنتي را نمايش ميدهد. اين گردونه‌رانان همه ايلامي بوده، سركرده آنان با در درست داشتن عصا در جلوي ارابه‌ها نشان داده ميشود (ش6و24) و بالاخره، گروه پنجم نمايندگان ملل تابعه را بمعرض نمايش قرار داده است. از جمله آنان نماينده هنديها، حبشيها و ايلامي‌ها هستند كه بترتيب توسط منصب‌داران پارسي و مادي بحضور شاه هدايت ميشوند (ش 7و8).

نفوذ تمدن ايلامي

بطوريكه در بالا گفته شد، پارسيها ابتدا در سرزمين‌هاي باصطلاح ايلامي يعني انشان يا انزان سكونت داشتند و هنگاميكه در حدود 700 پيش از ميلاد به اين ناحيه آمدند، با موافقت ايلاميها بوده است.

آنزمان موقعي بود كه پارسيها از زندگي در ناحيه درياچه اروميه و فشار آسوريها و اورارتوها بتنگ آمده بودند. از طرفي ايلاميها كه قدرت خود را در مقابل دشمنان ضعيف ميدانستند، آمدن پارسيها را غنيمت شمرده از اتحاد آنان با خود، براي مقابله با آسوريها كه بسيار نيرومند شده بودند، استفاده كردند. بطوريكه از يكي از سنگ نبشته‌هاي آسوري بدست آمده، ما از اتحاد پارسي‌ها با شاه ايلام، هوم‌بانني‌منا Humban-nimena كه در سال 691 پيش از ميلاد برعليه سناخريب Sanherib شاه آشور ميجنگيده، اطلاع داريم.

در اين جنگ از شركت دسته‌هاي سربازان پارسي (مردم پارسواش) در لشگر ايلام نيز آگاهي داريم[ii]. اتحاد نامبرده از سال 710 پيش از ميلاد منعقد گرديده بوده، ارتباط و نزديكي كامل پارسيها و ايلاميها در آنزمان باثبات رسيده است. از طرف ديگر از سالهاي 486-522 پ‌م ديگر اسمي از ايلاميها برده نميشود مثلاً داريوش بزرگ در سنگ نبشته‌هاي خود هيچگاه نامي از ايلامي‌ها نبرده، هميشه واژه خووجه يا اووجه Huvaza را براي ساكنان اين سرزمين بكار برده است. در جائي ديگر نيز براي ايلاميها نام سيستان Cissians يعني نام باستاني كشيان Kashshites را آورده‌اند.[iii]

در هر صورت از سال 645 پ‌م دولت ايلام فراموش شده، از صحنه روزگار محو گرديده است تا بدانجا كه مورخان باستاني از جمله استرابون هم نامي از آن دولت نبرده، آنرا نميشناخته‌اند.

در هر حال بسبب نزديكي و يا همسايگي اين دو دولت، نفوذ تمدن ايلامي در فرهنگ و زندگي هخامنشيان بخوبي آشكار و هويدا است و يا بنا بگفته اغراق‌آميز پروفسور ويسنر Wiesner «هنر هخامنشيان تحت تأثير كامل هنر ايلامي قرار گرفته است».

شاهان ايلام، همانطور كه بعدها شاهنشاهان هخامنشي، در سنگ نبشته‌هاي فراوانشان خود را شاه شاهان و شاه انزان مينامند، در سنگ نبشته‌ها خود را شاه انزان و شاه شوش نيز خطاب ميكرده‌اند[iv]. نويسندگان دربار هخامنشي ايلامي بودند و حتي تا زمان اردشير اول يعني تا سال 460 قبل از ميلاد كارهاي دفتري در دست آنان بوده، در اين تاريخ براي اولين بار امور مربوطه بدست نويسندگان آرامي افتاد. نفوذ فرهنگ ايلام با پيدا شدن لوحه‌هاي گلي با خط ميخي ايلامي در تخت جمشيد، معرف تأثير بسزاي آن فرهنگ در ادارة امور كشوري هخامنشيان نيز مي‌باشد. در زمان داريوش بزرگ اداره‌ها و ديوانهاي دولتي همه داراي دفاتري بودند كه بخط آرامي و ايلامي نوشته ميشدند.

داريوش بزرگ هنگاميكه فرمان نوشتن اولين سنگ نبشته گزارشات دولتي را بر سينه كوه بيستون صادر كرد بخط ايلامي بود چون بنا به تحقيقاتي كه چند تن از استادان ايران‌شناس و باستان‌شناس از جمله پرفسور هينتس W.Hinz استاد دانشگاه گوتينگن و پرفسور لوشاي H.Luschey و دكتر لئو ترومپلمن Leo Trumpelmann و كارل نولندر Carl Nylander رئيس و كارمندان مؤسسه باستان‌شناسي آلمان در ايران بعمل آورده‌اند در آنزمان – يعني 520 قبل از ميلاد – هنوز خط ميخي پارسي باستان وجود نداشته است[v] و آنچه  بخط پارسي باستان در آنجا نوشته شده متعلق به سالهاي بعد است. و اما آثار ديگر نفوذ تمدن ايلامي‌ها: اگر به لباسهاي پاسداران و منصب‌داران پارسي و حتي شاهنشاه با دقت نظر كنيم مي‌بينيم كه فرم و برش آنها غير از شكل لباس مادي است[vi] يعني بصورت كت بلند آستين‌دار و شلوار سواري نبوده، بلكه درست بفرم لباسهاي ايلامي ميباشد. اين بالاپوش، شنلي كوتاه بوده است كه از سرپوشيده ميشده، يقة آن در وسط بصورت 7 بريده شده بوده است. اين شنل در جلو بطور آزاد بپائين افتاده، تا نزديك كمر ميرسيد و در آنجا چينهاي زيادي اطراف بالاتنه بخصوص طرفين كمر را احاطه مينموده است (ش6و8و10).

بهترين نمونه اين لباس را ميتوان در نقش سركرده‌ي گردونه‌رانان ايلامي، كه عصا بدست در جلوي گردونه‌ها در حركت است، مشاهده نمود (ش6). در اينجا گرچه سر و صورت و پاهاي نقش، نيمرخ طرح شده ولي لباس اين سركرده ايلامي از روبرو نشان داده شده است.

و اما راجع به آنكه اين لباس يك تكه يا دو تكه بوده ميان دانشمندان اختلاف است. پرفسور هرتسفلد[i] Herzfeld مي‌نويسد:

“…the Persian dress, a simple rectangular piece of soft material,…with a slit for the head.”

(= لباس پارسيان يك قطعه مستطيل شكل است از پارچه لطيف با يك شكاف در بالاي آن بعنوان يقه).

پرفسور والزر G.Walser هم عقيده هرتسفلد را داشته، و چنين ميگويد: «در پرسپوليس من نميتوانم دو تكه بودن لباس پارسي‌ها را مشاهده كنم.[ii] » عقيدة گولدمن B.Goldman ، يكي ديگر از باستان شناسان، در اين بابت درست واضح نبوده، چنين مي‌نويسد: «كسي نميتواند صراحتاً بگويد كه اين لباس يك تكه يا دو تكه است»[iii] برعكس دو عقيده فوق، يكي ديگر از دانشمندان بنام رس Anne Roes[iv] كوشش كرده كه دو تكه بودن لباس پارسيان را ثابت كند. وي در مقاله خود مينويسد: «دو تكه بودن لباس نگهبانان ايلامي كاخ داريوش روي كاشيكاريهاي شوش بخوبي نمايان است» نامبرده سپس به مطالب خود چنين ادامه داده است: «در شوش لباس نگهبانان ايلامي كاخ داريوش دو رنگ داشته و اين امر دو تكه بودن اين نوع لباس را ثابت مينمايد»[v] (ش9) اين نوع لباس نگهبانان ايلامي در شوش بسيار زياد و مزين بوده و از دو رنگ پارچه (سفيد و زرد يا نارنجي و قهوه‌‌اي) دوخته ميشده است و نقش روي پارچه عبارت از چهارگوشه‌هاي زينتي و گلهاي درشت و زيبائي است كه درون آن اشكال هندسي رنگين نقش شده است.

يك نمونه از نقوش رنگي كاخ شوش كه در موزة ايران باستان موجود است داراي نقوش ديگري بوده، نمونه ديگري از همين نوع لباس ميباشد.

پروفسور والتر هينتس در يكي از مقالات خود بنام «شاهنشاهان و ساتراپ‌هاي ايران»[vi] كه همراه با عكسهاي جالب و رنگين چاپ شده است پيرو همين عقيده بوده يعني لباس هخامنشيان را دو تكه ميداند.

Anne Roes با دادن طرح و نقشه اين لباس به يكنفر خياط دستور دوخت آن را داد و پس از آماده شدن نتيجه گرفت كه لباس نامبرده از لحاظ هنر دوزندگي و طراحي بايستي دو تكه بوده باشد.

گزينون حكايتي در نوشته خود بنام (Anabasis I 5.8) آورده كه بيان آن را در اينجا لازم ميدانم: هنگاميكه كورش انقلابي در سال 401 عليه برادرش اردشير دوم (358-405 پ.م) لشكركشي ميكرد يكي از ارابه‌هاي جنگي در گل‌ولاي فرو رفت. كورش به افسران و نجبا فرمان داد بكمك بروند تا زودتر ارابه را از گل‌ولاي بيرون آرند. گزنفون سپس چنين ادامه ميدهد كه پس از صدور فرمان «هر يك از آنان بالاپوش قرمز رنگ خود را بيرون آورده، سپس با لباس‌هاي قيمتي و شلوارهاي ايراني رنگارنگ ارابه را از گل بيرون آوردند»[i] در اينجا اسم بالاپوش پارسي كه گزنفون نام برده شباهت زيادي با نام Kantus پارسي باستان دارد[ii] و به عقيده پرفسور هينتس ريشه واژه Kan يعني پرت كردن از آن مشتق شده و اين واژه در زبان لهستاني هم بهيمن معني آمده است واژه KONTUZA بطوريكه از كتاب لغتنامة لهستاني برميآيد بمعني كت بلند با آستين‌هاي گشاد شكاف‌دار ميباشد. نكته جالب توجه آنكه هرجا لباس پارسيان از روبرو نشان داده شده، علامت تكمه يا قلابي در آن ديده نميشود و بالاپوش نام برده تمام سينه و بازوان را پوشيده است و مانند شنل گشاد و بزرگي است كه سر را از وسط آن بيرون برده، بروي شانه مي‌انداخته‌اند. (ش6،7،10،15). قسمت پشت بالاپوش نامبرده را در سنگ نگاره بيستون از روي لباس پارسي انقلابي Vahyazdata (ش11 نفر سوم از چپ) نيز ميتوان مشاهده كرد. از طرفي، بطوريكه در شكل‌هاي شماره 3و15 يعني نقوش سرباز ايلامي و شاهنشاه هخامنشي ديده ميشود، تنها قسمت عقب شنل را داخل پاپوش يا شلوار كرده و كمربندي را كه پاپوش را نگهداري ميكرده، بروي آن مي‌بسته‌اند.

حال ببينيم در آثار نوشته در اين باره چه يافت ميشود:

پلوكس Julius pollux (نويسنده سده دوم ميلادي) در اثر خود[iii]، در آنجا كه راجع به لباسهاي پارسيان گفتگو بعمل آورده است لباس اصلي آنانرا ساراپيس Sarapis و لباس مادي دانسته است. واژه ساراپيس در زبان روسي بصورت Sarafan آمده است[iv] و بنا به گفته شيل V.Scheil در شوش در خطوط ايلامي در بيست جا اين واژه بصورت     Sa-har-pi ذكر گرديده است.[v]

واژه Sarafan در فرهنگ‌هاي قديمي معرف قباهاي بلند مردانه است كه داراي فرم مخصوصي بوده، بعدها اين لغت براي لباس بلند زنانه كمربندي كه داراي آستين‌هاي سوراخ‌داري بوده است بكار ميرفته است. در دوران هلنيستيك استعمال ساراپيس كه بدان اشاره رفت تا مغرب آسياي صغير معمول بوده است.

مهمترين نقل قول درباره اين فرم لباس در دوران هخامنشي از كتسياس Ktesias است كه در آن دربارة رسيدن خبر مرگ كورش جوان در سال 401 پيش از ميلاد به مادرش پريسا Parysatis گفتگو شده است. در اينجا كتسياس كه شاهد جريان بوده، شرح ميدهد كه چگونه مادر داغديده در اثر شنيدن خبر مرگ پسرش ناراحت شده، پيراهن Sarapis خود را پاره كرده، موهاي خود را ميكند. در اينجا مي‌بينيم كه نام Sarapis براي لباس زنانه بكار برده شده است.[vi] Pollux در جلد هفتم كتاب خود درباره ساراپيس مادي گفتگو كرده آنرا لباس مردانه ميداند و ميگويد عبارت بوده است از شيتون Chiton (لباس بي‌آستين يوناني) قرمز رنگ كه داراي راه‌راههاي سفيد ميبوده.[vii]

در جاي ديگر روي كاخ داريوش در تخت جمشيد پيكره پهلواني در حال كشتن شيري ديده ميشود. (ش12) بالاپوشي كه اين مرد هخامنشي به تن دارد، غير از فرمي است كه تابحال دربارة آن بحث كرده‌ايم. اين بلوز بدون آستين بوده و جلوي آن مانند جليقه باز است و چنين بنظر ميرسد كه اين پهلوان از زير جليقه خود چيزي نپوشيده است و يا آنكه وي در زير آن پيراهني بدون آستين دربر دارد. مهري هم از يكي از شاهان هخامنشي باقي است كه در آن‌جا نيز بالاپوش شاه بصورت جليقه ميباشد. در هر دو تصوير ساق پاهاي پهلوان آزاد بوده، ديده ميشوند.

بطوريكه از سنگ نگاره‌هاي تخت جمشيد برمي‌آيد قسمت پائين (دامن) لباس پارسيان دو نوع مختلف بوده است:

نوع اول آنكه در جلو، داراي چين‌هائي است كه از دو سمت راست و چپ روي ساق پاها بصورت منحني‌هائي كنار هم آويزان شده‌اند و تا قسمت پشت ادامه دارند. اين نوع دامن در روي ناف با كمربند يا ليف كمر بسته ميشده (ش4 نفر سوم از راست و ش15) نوع دوم پاپوش يا دامني است كه در قسمت جلو داراي دو رديف چين چهارتائي است كه ميان آن دو يك پليسه چين‌دار منحني شكل قرار گرفته است (ش6،10،7و8). بهرحال همه نقوش و مهرها نظر دو تكه بودن لباس هخامنشيان را تأييد ميكنند. از قرار معلوم شاهان هخامنشي به رنگ و زيبائي لباس اهميت فراوان ميداده‌اند و پارچه‌هاي ساخت آنزمان دوام زيادي داشته‌اند.

پلوتارك در آنجا كه درباره ذخاير خزانه داريوش گفتگو بعمل آورده (اسكندر بند 51) چنين اظهار عقيده ميكند: «اين ذخيره چهل هزار تالان نقره مسكوك بوده، اشياء نفيسه و پارچه‌هاي ارغواني اعلا بوزن معادل 5000 تالان. پارچه‌ها را در مدت 190 سال جمع كرده بودند و با وجود اين از درخشندگي آنها نكاسته بود… رنگ سرخ اين پارچه‌ها را از عسل و رنگ سفيد را از سفيدترين روغن ساخته‌اند».[i]

كنت كورث درباره رنگ زيباي لباس داريوش سوم چنين گويد:

«…قباي ارغواني او در وسط با نقره مليله‌دوزي شده بود و رداي (شنل) او كه از زر ميدرخشيد مزين بود به دو قرقي كه يكي روي ديگر افتاده با منقار ضربت‌هائي باو ميزد و هر دو را از زر بافته بودند…».[ii]

اما نكته‌اي چند درباره تاج شاهان هخامنشي و كلاه پارسيان

درباره تاج شاهنشاهان هخامنشي كه پارسيان بدان سيداريس Cidaris (و يا بنا بگفته هردوت و پلوتارك، تيار Tiar ) ميگفته‌اند ديهيمي بوده برنگ آبي و سفيد.[iii] بطوريكه از سنگ نگاره‌هاي بيستون و تخت جمشيد برمي‌آيد شاهان هخامنشي چند نوع تاج داشته‌اند:

تاج داريوش بزرگ در بيستون عبارت از حلقه‌اي پهن است كه در ميان دو حاشيه بالا و پائين آن گلهاي تزئيني نقش شده و در بالاي آن كنگره‌هاي پلكاني نمودار است (ش13).

نوع ديگر تاجي است كه بر سر مجسمه كه از تخت جمشيد بدست آمده و اكنون در موزه ايران باستان قرار دارد مشاهده ميشود. اين تاج نيز در بالا داراي كنگره‌هاي پلكاني‌شكل ميباشد.

ديگر تاجي است استوانه‌شكل و بلند بدون راه‌راههاي خياره‌مانند كه داراي زيگزاك‌هاي بلند و تيز بوده و در تخت جمشيد ميتوان نمونه‌هائي از آن را مشاهده نمود.

كلاه معمولي پارسيان را بيشتر تاريخ‌نويسان و باستان‌شناسان از جنس نمد دانسته‌اند. هردوت ميگويد: «پارسي‌ها كلاهي نمدين كه خوب ماليده و آنرا تيار ميگفتند بر سر دارند».[iv] اما اگر به كلاههاي سربازان و نگهبانان و بزرگان درباري پارسي با دقت نظر كنيم چند فرم مخصوص در آن‌ها مشاهده خواهيم كرد.

چنانچه به كلاه دو نفر كماندار و نيزه‌دار داريوش كه در نقش برجسته بيستون پشت سر شاهنشاه قرار گرفته‌اند دقت كنيم مي‌بينيم كه كلاه آنان تشكيل يافته است از نواري به پهناي 6 سانت كه دورادور آن گلهائي نقش گرديده است. (ش13) اگر اين نوارها را با نواري كه نمايندگان ايلامي بهنگام رفتن بحضور شاه زينت سر خود نموده‌اند مقايسه كنيم (ش8و22) شباهتي در آنها مييابيم و تنها فرقي كه ميان آنها بچشم ميخورد نقش گلهاست كه در نوار سر ايلامي‌ها ديده نميشود و ديگر اينكه نوار سر ايلامي‌ها در پشت سر توسط گرهي بسته ميشده كه سرپوش پارسي آنرا ندارد. در سنگ نگاره‌هاي تخت جمشيد كلاههاي پارسيان، مادي‌ها و ايلامي‌ها دو فرم مختلف دارند:

كلاه درباري و كلاه ارتشي

كلاه درباري هخامنشي‌ها كلاهي است بلند و ساده و بدون خياره‌هاي زينتي و كلاهي كه كارمندان درباري از جمله گارد سلطنتي و خدمتكاران مانند حاملين عود سوز و مأمور حمل چتر و روغن‌دان بسر دارند كلاهي است استوانه‌شكل و كوتاه بدون خياره (ترك‌ترك) كه بلندي آن 7 سانتي‌متر بوده و بالاي آن باز بوده بطوري كه موي سر از بالاي آن بخوبي نمودار است(ش14).

در جاي ديگر روي كاخ داريوش در تخت جمشيد پيكره پهلواني در حال كشتن شيري ديده ميشود. (ش12) بالاپوشي كه اين مرد هخامنشي به تن دارد، غير از فرمي است كه تابحال دربارة آن بحث كرده‌ايم. اين بلوز بدون آستين بوده و جلوي آن مانند جليقه باز است و چنين بنظر ميرسد كه اين پهلوان از زير جليقه خود چيزي نپوشيده است و يا آنكه وي در زير آن پيراهني بدون آستين دربر دارد. مهري هم از يكي از شاهان هخامنشي باقي است كه در آن‌جا نيز بالاپوش شاه بصورت جليقه ميباشد. در هر دو تصوير ساق پاهاي پهلوان آزاد بوده، ديده ميشوند.

بطوريكه از سنگ نگاره‌هاي تخت جمشيد برمي‌آيد قسمت پائين (دامن) لباس پارسيان دو نوع مختلف بوده است:

نوع اول آنكه در جلو، داراي چين‌هائي است كه از دو سمت راست و چپ روي ساق پاها بصورت منحني‌هائي كنار هم آويزان شده‌اند و تا قسمت پشت ادامه دارند. اين نوع دامن در روي ناف با كمربند يا ليف كمر بسته ميشده (ش4 نفر سوم از راست و ش15) نوع دوم پاپوش يا دامني است كه در قسمت جلو داراي دو رديف چين چهارتائي است كه ميان آن دو يك پليسه چين‌دار منحني شكل قرار گرفته است (ش6،10،7و8). بهرحال همه نقوش و مهرها نظر دو تكه بودن لباس هخامنشيان را تأييد ميكنند. از قرار معلوم شاهان هخامنشي به رنگ و زيبائي لباس اهميت فراوان ميداده‌اند و پارچه‌هاي ساخت آنزمان دوام زيادي داشته‌اند.

پلوتارك در آنجا كه درباره ذخاير خزانه داريوش گفتگو بعمل آورده (اسكندر بند 51) چنين اظهار عقيده ميكند: «اين ذخيره چهل هزار تالان نقره مسكوك بوده، اشياء نفيسه و پارچه‌هاي ارغواني اعلا بوزن معادل 5000 تالان. پارچه‌ها را در مدت 190 سال جمع كرده بودند و با وجود اين از درخشندگي آنها نكاسته بود… رنگ سرخ اين پارچه‌ها را از عسل و رنگ سفيد را از سفيدترين روغن ساخته‌اند».[i]

كنت كورث درباره رنگ زيباي لباس داريوش سوم چنين گويد:

«…قباي ارغواني او در وسط با نقره مليله‌دوزي شده بود و رداي (شنل) او كه از زر ميدرخشيد مزين بود به دو قرقي كه يكي روي ديگر افتاده با منقار ضربت‌هائي باو ميزد و هر دو را از زر بافته بودند…».[ii]

اما نكته‌اي چند درباره تاج شاهان هخامنشي و كلاه پارسيان

درباره تاج شاهنشاهان هخامنشي كه پارسيان بدان سيداريس Cidaris (و يا بنا بگفته هردوت و پلوتارك، تيار Tiar ) ميگفته‌اند ديهيمي بوده برنگ آبي و سفيد.[iii] بطوريكه از سنگ نگاره‌هاي بيستون و تخت جمشيد برمي‌آيد شاهان هخامنشي چند نوع تاج داشته‌اند:

تاج داريوش بزرگ در بيستون عبارت از حلقه‌اي پهن است كه در ميان دو حاشيه بالا و پائين آن گلهاي تزئيني نقش شده و در بالاي آن كنگره‌هاي پلكاني نمودار است (ش13).

نوع ديگر تاجي است كه بر سر مجسمه كه از تخت جمشيد بدست آمده و اكنون در موزه ايران باستان قرار دارد مشاهده ميشود. اين تاج نيز در بالا داراي كنگره‌هاي پلكاني‌شكل ميباشد.

ديگر تاجي است استوانه‌شكل و بلند بدون راه‌راههاي خياره‌مانند كه داراي زيگزاك‌هاي بلند و تيز بوده و در تخت جمشيد ميتوان نمونه‌هائي از آن را مشاهده نمود.

كلاه معمولي پارسيان را بيشتر تاريخ‌نويسان و باستان‌شناسان از جنس نمد دانسته‌اند. هردوت ميگويد: «پارسي‌ها كلاهي نمدين كه خوب ماليده و آنرا تيار ميگفتند بر سر دارند».[iv] اما اگر به كلاههاي سربازان و نگهبانان و بزرگان درباري پارسي با دقت نظر كنيم چند فرم مخصوص در آن‌ها مشاهده خواهيم كرد.

چنانچه به كلاه دو نفر كماندار و نيزه‌دار داريوش كه در نقش برجسته بيستون پشت سر شاهنشاه قرار گرفته‌اند دقت كنيم مي‌بينيم كه كلاه آنان تشكيل يافته است از نواري به پهناي 6 سانت كه دورادور آن گلهائي نقش گرديده است. (ش13) اگر اين نوارها را با نواري كه نمايندگان ايلامي بهنگام رفتن بحضور شاه زينت سر خود نموده‌اند مقايسه كنيم (ش8و22) شباهتي در آنها مييابيم و تنها فرقي كه ميان آنها بچشم ميخورد نقش گلهاست كه در نوار سر ايلامي‌ها ديده نميشود و ديگر اينكه نوار سر ايلامي‌ها در پشت سر توسط گرهي بسته ميشده كه سرپوش پارسي آنرا ندارد. در سنگ نگاره‌هاي تخت جمشيد كلاههاي پارسيان، مادي‌ها و ايلامي‌ها دو فرم مختلف دارند:

كلاه درباري و كلاه ارتشي

كلاه درباري هخامنشي‌ها كلاهي است بلند و ساده و بدون خياره‌هاي زينتي و كلاهي كه كارمندان درباري از جمله گارد سلطنتي و خدمتكاران مانند حاملين عود سوز و مأمور حمل چتر و روغن‌دان بسر دارند كلاهي است استوانه‌شكل و كوتاه بدون خياره (ترك‌ترك) كه بلندي آن 7 سانتي‌متر بوده و بالاي آن باز بوده بطوري كه موي سر از بالاي آن بخوبي نمودار است(ش14).

بنا بعقيده پرفسور هينتس پهلواني هم كه در روي ديوار كاخ‌ها مثلاً كاخ صدستون حجاري شده (ش12) داراي يك چنين كلاهي ميباشد. نامبرده عقيده دارد كه خدمتكاران مخصوص شاهنشاه هخامنشي و كاركنان و پيشخدمتان درباري نوعي كلاه كيسه‌مانند بسر داشته‌اند كه دو طرف صورت و چانه و دهانشان را نيز مي‌پوشانيده است (ش1 نفر سوم از چپ)[i] درباريان عاليمقام و نجباي درباري كلاه استوانه شكل ساده و بلندي بسر دارند كه بالاي آن احتمالاً بسته و پوشيده بوده (ش7 نفر دست راست). اين نوع كلاه از كلاه كارمندان درباري، بطوريكه از روي سنگ نگاره‌ها ديده ميشوند، كمي بلندتر است و ميتوان گفت كه بزرگي مقام و رتبه درباريان با بلندي كلاه آنان نسبت مستقيم داشته است. مثلاً كلاه شاهنشاه هخامنشي كه در سنگ نگاره‌ديوار شمال كاخ خزانه شاهي داريوش اول حجاري شده از كلاههاي ديگران بلندتر ميباشد (ش15).

كلاه ارتشيان و نگهبانان هخامنشي همانند كلاه درباري استوانه‌شكل ولي داراي خياره (ترك‌ترك) بوده و احتمالاً از نمد ساخته ميشده‌اند (ش16) اين كلاه باز هم بطوري كه از روي سنگ نگاره‌ها حساب ميشود به بلندي تقريباً 12 سانتيمتر بوده است. كلاههاي جنگي معمولاً از آهن و مفرغ ساخته ميشده‌اند.[ii]

گزنفن درباره كلاه‌خود چنين ميگويد: «اسلحه تمام سپاهيان مانند اسلحه كورش بود يعني قباي ارغواني رنگ با زرهي بر تن و خودي با پر بسر داشتند».[iii]

در اينكه آيا شاهنشاهان هخامنشي غير از كلاه بلند معمولي كلاه جنگي هم بسر ميگذاشته يا نه بايستي تحقيق بيشتري بعمل آيد. داريوش بزرگ بطوريكه در بالا بدان اشاره كرديم فقط در يكجا آنهم در نقش برجسته بيستون كلاه يا تاجي نوار مانند بسر دارد (ش13).

تاريخ‌نويسان فرم‌هاي گوناگون كلاههاي سپاهيان مختلط هخامنشي را كه از اقوام و نژادهاي مختلف بوده‌اند بدون توجه به مليت و تمدن و پوشاك محلي آنان همه را پارسي ناميده‌اند. جليل ضياءپور در كتاب پرارزش خود[i] 8 نوع كلاه را نام برده است.

منصب‌داران و نگهبانان مادي كه در زمان هخامنشيان مصدر كاري بودند دو نوع كلاه بسر داشته‌اند: كلاه معمولي و عادي آنان نوعي كلاه گرد و گوي‌مانندي است كه در پشت آن نواري آويزان بوده است (ش1و4و5) كلاه ارتشي مادي‌ها نوعي بوده كه سر و گردن و چانه را مي‌پوشانيده و در بالاي آن بطوريكه از روي سنگ نگاره‌پيداست با سه چين‌خوردگي زينت داده ميشده (ش17) اين كلاه را پيشخدمت‌هاي مادي نيز بسر داشته‌اند از جمله آناني كه در روي پله‌هاي آپادانا نقش شده و حامل هديه براي شاهنشاه ميباشد.

بارنت R.D.Barnett در مقاله خود بنام Persepolis اين نوع كلاه را تقليدي از كلاه اورارتوها دانسته است.[ii]

و اما درباره كلاه ايلامي‌ها – همانطور كه در بالا بدان اشاره شد كلاه عادي آنان عبارت از استوانه كوتاه ديواره‌اي است كه يونانيان بدان Mitra ميگفته‌اند كه در پشت سر با بندي بسته يا زينت داده ميشده (ش19و8) و كلاه نظامي آنان چيزي شبيه به يك حلقه يا مانند طناب كلفتي بوده (ش3) كه بدور سر مي‌پيچيده‌اند.

پرفسور هرتسفلد Prof. Herzfeld اين كلاه را با عقال اعراب بدوي مقايسه نموده و يكي ميداند.[iii]

كفش

كفشي كه پارسيان بپا ميكرده‌اند معمولاً داراي سه نوار چرمي بوده كه در روي پا توسط تكمه يا قلابي بسته ميشده است (ش18 دست چپ). اين فرم كفش داراي زبانه‌اي بلند نيز بوده كه در زير بندها براي محافظت پا قرار داشته است. سربازان گارد شاهي شوش نيز يكچنين كفشهائي بپا دارند ( ش3و9 كتاب Parrot ).

در اينجا هم ميتوان قبول كرد كه پارسيان مد كفش و فرم آنرا از ايلامي‌ها اقتباس كرده باشند. پارسداران ايلامي نوعي پوتين نيز مي‌پوشيده‌اند كه در قسمت جلو توسط 6 نوار بسته ميشده (ش3و6و8) بطوريكه در سنگ نگاره‌هاي تخت جمشيد و پاسارگاد بنظر ميرسد، در زمان هخامنشيان يكنوع ديگر كفش معمول بوده كه فرم آن بسيار ساده و قلاب و تكمه و يا نواري بروي آن ديده نميشود. از طرفي ديگر در سمت چپ و راست اين نوع كفش اصلاً درزي وجود ندارد و بايستي گمان كرد كه كفش نامبرده مانند جورابي بپا كشيده ميشده در بالا و پشت پاشنه درز دوخت داشته باشد. اين نوع كفش را معمولاً در پاي شاهان هخامنشي ميتوان ديد.[i] (ش15و18 دست راست).

منصب‌داران مادي هم گاهي يك چنين كفشي بپا دارند ولي در دور مچ كفش آنان، نواري بسته شده كه دهانه كفش را زينت ميدهد و نوار ديگري عمود بر آن از زير كفش عبور داده شده و احتمالاً جنبة تزييني داشته است (ش5و4) بنا به عقيده المستدOlmstead[ii] ، كه احتمالاً با توجه با كاشي‌كاري‌هاي شوش ميباشد، رنگ كفشها زرد يا آبي بوده است.

ساز و برگ نظامي هخامنشيان

با توجه به گزارشات تاريخ‌نويسان باستاني و سنگ نگاره‌ها، هخامنشيان داراي سازو برگ‌هاي نامبرده زير بوده‌اند:

سپر، زره، جوشن، كلاهخود با پر، برگستوان براي اسب، تيروكمان و تركش، تير، شمشير، قمه، نيزه و نيزه كوتاه. با دقت به سنگ نگاره‌هاي تخت جمشيد و بيستون تعدادي از اسلحه‌هاي نامبرده را نيز ميتوان مشاهده كرد[iii] متأسفانه تاكنون درباره كماندان كه در نقوش تخت جمشيد بارها بچشم ميخورد (ش20 و ش10 نفر دوم از چپ) توضيحات كاملي داده نشده است.

سپر

بطوريكه از سنگ نگاره‌هاي تخت جمشيد برمي‌آيد اين‌طور بنظر ميرسد كه تنها پارسيان و قبيله‌اي از مادي‌ها سپر حمل ميكرده‌اند (ش16) ولي از طرفي ما ميدانيم كه ايلامي‌ها، مادي‌ها و همچنين آسوريها نيز در جنگها سپر بكار برده‌اند. ولي سپري كه پارسيان داشته‌اند و در سنگ نگاره‌هاي تخت جمشيد بچشم ميخورد، فرم مخصوصي بخود داشته، نميتوان گفت كه از تمدنهاي قبلي خود تقليد كرده‌اند. در اينجا بد نيست نقل قولي نيز از تاريخنويسان بنمائيم: بنا بگفته هردوت پارسيان سپرهائي استعمال ميكرده‌اند كه بشكل سبد ساخته شده بوده است. شايد اومستد در آنجا كه ميگويد پارسيان سپرها را با پوست مي‌پوشانيده‌اند[iv] منظورش همين سپرهاي سبدي بوده است. همين دانشمند در كتاب خود از سپرهاي تركه‌اي بافته‌ي زنان هخامنشيان نيز نام برده است. از انواع ديگر سپري كه پارسيان حمل ميكرده‌اند سپر بيضي شكلي است كه در دو پهلوي آن دو سوراخ وجود داشته و سربازان از درون آن سوراخها مواظب حركات دشمن ميشدند.

بطور كلي هخامنشيان داراي سه نوع سپر بوده‌اند: يكي سپرهاي گرد و سبدي، ديگر سپرهاي بيضي شكل كه در دو طرف داراي دو سوراخ بوده‌اند و بالاخره سپرهاي بلند قدي كه از تركه بيد ساخته ميشده‌اند. از اسلحه‌هاي تهاجمي پارسيان يكي: نيزه بوده كه شباهت زيادي با نيزه‌هاي ايلامت‌ها و مادي‌ها دارد. بطوريكه پرفسور هينتس اظهار ميدارد لغت نيزه در سنگ‌نبشته داريوش در بيستون كه بزبان ايلامي آمده واژه Sirum ميباشد كه براي اولين‌بار در اين زبان بكار رفته، در كتيبه‌هاي پيشين ايلامي چنين واژه‌اي بكار برده نشده است.[i]

اسلحة ديگر خنجري است كه اغلب در سنگ نگاره‌ها بچشم ميخورد. اغلب دانشمندان مانند G.Walser و E.F.Schmidt آنرا «شمشير كوتاه پارسيان» و يا «خنجر سبك پارس»[ii] ناميده‌اند. ولي اگر به سنگ نگارة ايلامي‌ها بخصوص به فرمانده ارابه‌هاي جنگي (ش6و8) و يا به ايلامي‌هائي كه در حال بردن هديه براي شاهنشاه هستند (ش19 با ش6و7 مقايسه شود) با دقت نگاه كنيم، درست همين خنجر پارسيان را در دست يكي از آنان مي‌بينيم[iii].

در اين صورت ميتوان با جرأت گفت كه اين نوع خنجر پارسيان نيز تقليدي است از خنجر ايلامي‌ها. گذشته از اين نوع خنجر، قمه‌هاي متعدد ديگري نيز در نقوش سنگي تخت جمشيد ديده ميشود و مقداري از آثار اصلي آنان كه در حفاريات بدست آمده در موزه ايران باستان موجود ميباشد.

كمان- پارسيان دو نوع كمان استعمال ميكرده‌اند: يكي كماني كه از دوران پيشين معمول آنها بوده و ديگري آنكه از ايلاميها اقتباس كرده‌اند.

بطوريكه گزنفون گزارش ميدهد، كمانهاي ايرانيان از لحاظ جنس و مرغوبيت از كمانهاي يونانيان بهتر بوده است.[iv]

از اقسام مختلف كمان‌ها نوع اول كماني است كه دو سر آن بصورت حلقه يا چنبره پيچيده شده است و معمولاً آن را درون كماندان مخصوصي كه بطرف چپ بدن، به كمربند مي‌بسته‌اند، حمل ميكرده‌اند (ش10و20). اين نوع كمان‌دان را مادي‌ها نيز استعمال ميكرده‌اند (ش10و21)، اما بطوريكه در سنگ نگاره‌ها بنظر ميرسد، كمان افسران گارد پارسي و صاحب‌منصبان مادي هميشه درون كماندان جاي داشته و در نقوش مختلف انتهاي چنبره‌اي شكل آن هميشه پديدار ميباشد و همين كافي است كه بتوان فرم اين نوع كمان پارسيان را تميز داد.

افسران گارد هنگاميكه كماندان حمل نميكردند كمان و تيردان را بدوش چپ مي‌انداختند (ش21). در سنگ نگاره داريوش در بيستون شاهنشاه و همچنين كمانداري كه پشت سر او ايستاده، كماني در دست دارند كه دو سر آن خميده و برگشته و بشكل سر مرغابي بنظر ميرسد[v] (ش21 نفر جلو و ش13).

اين فرم كمان كه اغلب به شانه چپ بسته ميشده كماني است كه مخصوص ايلامي‌ها بوده است و نگهبانان ايلامي هم كه در كاشيكاري‌هاي شوش ديده ميشوند چنين كمان و تركشي را حمل مينموده‌اند. (ش9).

از طرفي در سنگ نگاره‌هاي پله‌هاي شرقي آپادانا يكنفر ايلامي را مي‌بينيم كه دو عدد كمان، درست بهمين شكل (ش8 و ش22)، براي شاهنشاه هديه مي‌برد. پس در اينجا هم ميتوان نتيجه گرفت كه پارسيان اين نوع كمان و تركش را از ايلاميان اقتباس كرده‌اند. اين مطالب موقعي روشن ميشود كه تركشي كه نگهبان پارسي تخت جمشيد (ش21 نفر جلو) حمل ميكند با تركش و كمان نگهبانان ايلامي كه روي نقوش كاشي‌هاي رنگي شوش ديده ميشوند مقايسه و مطابقت نمود. نقوش كاشي‌كاريهاي شوش كه داراي رنگهاي مختلف ميباشد، بخوبي پوست آهوئي را كه جلد تركش‌ها را با آن مي‌پوشانيده‌اند نشان ميدهد (ش9). [i]

در اسناد و منابع متعلق به قرن هفتم قبل از ميلاد، درباره پوست آهوئي كه پوشش تركش‌هاي ايلامي را تشكيل ميداده، بارها گفتگو بعمل آمده است.[ii]

داريوش نگهبانان پارسي را با كمان سبك ايلامي (كه دو سرشان مانند سر مرغابي زينت شده است) و تركش‌هائي كه با پوست آهو پوشيده شده بودند مسلح مينموده، بطوريكه بدان اشاره شد افسران عالي‌رتبة پارسي، كمان خود را پيوسته در كماندان حمل ميكرده‌اند (ش20). داريوش در ابتداي كار اسلحه‌هاي ايراني و ايلامي هر دو را بكار ميبرده، خود او در نقش‌هاي مختلف اغلب كمان فرم ايلامي در دست دارد (ش23و13) و در سنگ نگاره بيستون، افسر پارسي حامل اسلحه‌هاي شاه نيز كه پشت سر داريوش ايستاده است، كماني بهمان فرم در دست دارد.

ارابه جنگي

با توجه به سنگ نگاره‌هاي تخت جمشيد متوجه ميشويم كه نه تنها ارابه‌هاي جنگي توسط سرداران و فرماندهان ايلامي هدايت ميشوند (ش6) بلكه رانندگان آنان هم نيز ايلامي بوده‌اند (ش24).

در اينجا هم مي‌بينيم كه نفوذ تمدن ايلامي در تمدن پارسي بخوبي نمودار بوده، خودنمائي ميكند. ولي گزنفون عقيده ديگري ابراز داشته ميگويد: «طرز استعمال ارابه‌ها تا آنزمان موافق معمول اهالي ترووا بود و اين طرز اكنون هم در نزد اهالي سيرن متداول است»[iii]. در هر حال ارابه‌هائي كه بنقل از گزنفون در زمان كورش از آن استفاده ميشده بزرگتر و پهن‌تر بوده، بنا به ايده كورش در دو طرف و زير اين ارابه‌ها تيغه يا داسهائي نصب كرده بودند.[iv]

ارابه‌هاي نامبرده در بالا، نه تنها در جنگلها، بلكه هنگام شكار نيز مورد استفاده قرار ميگيرفته‌اند. در روي يكي از مهرهاي هخامنشي نقش شاهنشاه بر روي ارابه ديده ميشود كه در حال افكندن تير بسوي شير ميباشد.[v] و يا نقشي كه روي يك كوزه- متعلق به موزه‌ي هرميتاژ - نقش گرديده است سواري را بر روي ارابه در حال شكار گوزن نشان ميدهد.[vi]

“پاورقي‌ها”

 

1- رك به تورات، كتاب اشعيا باب 45 آيه اول.

2- بنا بگفته گيرشمن Ghirshman: «هنر مادي در تشكيل هنر هخامنشي بسيار مؤثر بوده است. كاخهاي كورش بناگهان از هيچ پديدار نشدند. دخمه‌هاي صخره‌اي دوران ماد با ستونها و سرستونها و نقوش برجسته‌اش مقدمه‌اي از كاخهاي اكباتان بودند كه هنوز بر ما ناشناخته‌اند». (ن ك به هنر ايران ترجمه دكتر عيسي بهنام تهران 1346 ص237).

3- Hinz, Walther: Das Reich Elam, Stuttgart 1964, S.124, 130f, 132. Von der Osten, Mans - Henning: Die Welt der Perser, Stuttgart 1956, S.59. Kunstgeschichte alter Orient Bd.2, Frankfurt a.M.1963, S.113ff

نگارنده در تهيه اين مقاله از كتاب

Altiranische Funde und Forschungen, Berlin1969 اثر دوست دانشمند و گرامي آقاي پرفسور دكتر هينتس استفاده زيادي نموده و همه‌ي عكس‌ها از كتاب نامبرده گرفته شده است.

Benveniste, E: Titre et noms propres en Iranien ancien, Paris1966, p.27.-  4

Walser, Gerold: Audienz bein Persischen Grosskoenig, Zuerich 1965, S.10f.- 5

Perse – proto – iraniens, Medes, Achemenides Paris 1963 p.205.-  6

Altiranische Funde und Forschungen…, S.64-  7

8 - كتاب دانيال نبي باب ششم آيه 7 ص1296 و همچنين به كتاب نحميا باب دوم آيه سوم ص748 مراجعه شود. (تورات چاپ 1904).

Kaempfer, Engelbert: Am Hofe des persischen Grosskonig, Leipzig 1940, S.81.-  9

Chardin, Jean: Voyages du Chevalier Chardin perse, Paris 1811, Tome cinquieme, p.356-7.-  10

Andre Maricq: Syris, Paris 1958, p.35.-  11

Herobot, Historien II, 3.B. 188, S.173, Munchen 1961.-  12

Heroto, Historien I, Kap. 95-99.-  13

14     - همچنين ر ك به: تذكره‌الملوك ص67 و Hinz, Altiranische…, S. 67/Kaempher, Am Hofe …, S.120.

15- Hinz, Das Riech Elam, S. 124/Von der Osten, S. 34/Ghirshman, R.: Iran, a Pelican Book 1954, p. 199/Fischer  Weltgeschichte, Die Altorientalischen Rieche, III, S. 37/Altiranisches Worterbuch, S. 1864.

 

16- Olmstead, A.T.: History of the Persian Empire, Chicago 1966, p.239.

در اينجا بسيار بجا است كه عقايد آقايان استاد جمال‌زاده و دكتر ركن‌الدين همايون‌فرخ را در مورد نام ايلام مورد توجه قرار دهيم. نامبردگان نام ايلام را ساختگي و جعلي دانسته‌اند و چنين مينويسند: «آيا جاي انكار هست كه ما كورش و داريوش را با وجود سنگ‌نوشته‌ها و ده‌ها لوح ديگري كه از ايشان در دست است از مردم انشان نشناسيم؟ و بگوئيم في‌المثل آنها خودشان نميدانستند كه ايلامي هستند به انشاني» (همايونفرخ ، ركن‌الدين: سهم ايرانيان در پيدايش و آفرينش خط در جهان، تهران 1350 ص325).

17 - منابع زيرنويس 15.

18 - رجوع شود به مقاله پرفسور دكتر هينتس درباره پيدايش خط ميخي پارسي باستان:

Die Entstehung der Altpersischen Keilschrift (Archaeologische Mitteilungen aus Iran).

19- «چنانچه هرودوت نقل ميكند، هنگاميكه هم‌پيمانان هفت نفري از جمله داريوش، پس از قتل برديا، درباره آينده كشور شاهنشاهي مشورت ميكردند، قرار ميگذارند كه هر كس شاه شد بايستي هر ساله يك دست لباس مادي باضافه هداياي پرارزش ديگر به اتانس Otanes و بازمانده وي هديه كند».

(Herodot II, 3.Buch, Thaleia, Kap.1.B.IV, Kp.4, 84, S.158).

دكتر Richtsteig مترجم و ناشر كتاب هرودوت در پاورقي 72 ص158 چنين آورده است:

Kleidung und Hofzeremoniell der perser Waren von den Medern entlehnt.

(لباس و مراسم درباري پارسيان از مادها اقتباس ميشده است). البته نگارنده تنها در مورد مراسم درباري با اين عقيده موافق ميباشد.

Herobot, Historien II, ubertagen und eingeleitet von Dr. Eberhard Richtsteig, Munchen 1961.

20- Herzfeld, Ernst: Iran in the Ancient East, London/N.Y.1941, p.259.

21- Walser, Gerold: Die Volkerschaften auf den Reliefs von Persepolis, Berlin 1966, S. 96 Fn. 5.

22- Goldman, B.: Origin of the Persian Robe, Ir Ant4, Leiden 1964, p. 133/Walser, Die Volkerschaften…, S. 69.- 

Roes, A.: The Achaemenid Robe, Bi Or 8 ) Leiden 1951, p.137ff.)23-

24 - رك به تصوير شماره 247 كتاب Nivene and Babylon  اثر Andre Parrot و همچنين تصوير شماره 49 كتاب Die Welt der Perse اثر Von der Osten و

Lloyd, Seton: Die Kunst des alten Orients, Muunchen/Zurich 1961, Abb.211.

 25- Hinz, W.: Persien – Grosskoenige und Satrapen zur Kulturgeschichte der Welt Asien,

Afrika…, Braunschweig1966, S.136ff.

26- Xenophon des Kyros Anabasis, Der Zug der Zehntausend, Ed. Transl. Helmuth Vretska, Stuttgart1968, S.30f.- 

27- Widengren, Geo: Some Remarks on Riding Costume …, Uppsala 1956, p.237/Xenophon, Anabasis…, S.30f.- 

28- Onomastieon, Bd. VII, 58, 61 (Hinz, Altiran …, S.72)

29- Rost, Paul: Untersuchung zur altorientalischen Geschichte, Berlin 1897, S.80

30- Hinz, Altiranische…, S. 72ff.

31- Hinz, Altiranische…, S. 74.

32- Ibid .

33 - پيرنيا ج دوم ايران باستان ص1407.

34 - كتاب پنجم ايران باستان داريوش سوم ص1298.

35 - ايران باستان كتاب پنجم ص1298.

36 - همان منبع.

 37- Hinz, Altiranische…, S. 76.

38 - سترابون بنقل از پوشاك باستاني اثر جليل ضياءپور ص60.

39 - گزنفون بنقل از همان منبع ص63.

40 - پوشاك باستاني ايران ص61-65.

Barnett, R.D.: Persepolis, Hinz, Altiranische…, S. 79).-  41

42- Herzfeld, Iran…, p. 271

43  -آقاي ضياءپور عقيده دارند كه: « اين كفش را كه در اصل از آن ماديان است» شاهان هخامنشي و همچنين قوم ماد بپا دارند. نقل از پوشاك باستاني ايران ص70.

44- History of Persian Empire, p.238

45 - امستد A.T. Olmstead در كتاب تاريخ شاهنشاهي ايران History of P.Empire از صفحه 239 ببعد درباره سپاه و اسلحه هخامنشيان مطالب جالبي آورده است.

46  -همان منبع ص70، همچنين رك به

Xenophon,… der Zug der Zehntausend,  achtes Kap.

47 - صفحه 239.

48- Hinz, Altiranische…, S. 79.

Walser, Die Volkerschaften…, S.69/Schmitd, E.F.: Persepolis I, Chicago 1953, p.85.-  49

50 - يونگه در مورد حمل اسلحه توسط هديه‌آورندگان عقيده دارد كه اين اشخاص كه اسلحه حمل ميكنند نمونه دسته‌اي از ارتشيان هستند كه ساتراپها يا استانداران براي شاهنشاه هخامنشي ميفرستاده‌اند. ولي اين نظر درست نيست چون اين اشخاص هر يك نمونه‌اي از بهترين و مزين‌ترين صنايع و كالاهاي ملت و سرزمين خود را انتخاب كرده و بعنوان هديه نوروزي براي شاهنشاه مي‌آورده‌اند.

(رك P.J. Junge: Satrapie und natio, Klio 34 (1941)…, S.33)

51- Xenophon, des Kyros Anabasis der Zug der Zehntausend, Stuttgart 1958, Drittes Buch, 3. Kap.,8

 

52  - پرفسور لوشاي Heinz Luschey رئيس مؤسسه باستان نگاره داريوش در بيستون

Studien zu den Darius Relief von Bistun.”

شناسي آلمان در تهران در بحثي كه در كتاب خود «پژوهش در سنگ» به پيش كشيده اين نوع كمان را كه دو سر آن شبيه به سر مرغابي است با آثار آسوري مقايسه كرده و شبيه آن ميداند.

53  - عكسهاي رنگي فوق‌الذكر را ميتوان در كتاب آسور اثر Andre Parrot ص247 چاپ مونيخ 1961 بخوبي مشاهد نمود.

Hinz, Altiranische…, S.89.-  54

55  - ج اول ايران باستان ج اول ص342.

56 - همان كتاب ص345.

57- ضياءپور: پوشاك باستاني ص50 ش52.

58-  همان كتاب ص 86.

کوروش قاسمیان

چند توصیه كوتاه برای شما داریم.

لیوان ها: لیوان ها را بالای محل قرارگرفتن كارد و معمولاً به ترتیبی سرمیز می گذارند كه به راحتی برای نوشیدن در دسترس باشد.

فرانسوی ها لیوان ها را كمی بیشتر نزدیك به وسط قرار می دهند، همیشه تنگ آب را سر سفره بگذارید و مراقب باشید كه در سرتاسر مدت صرف غذا آب تنگ پر باشد.

دستمال سفره: دستمال سفره را به زیبایی و دقت تا بزنید و در بشقاب نان در سمت چپ یا در وسط بشقاب غذاخوری بگذارید. برای تزئین نیز می توانید از حلقه دستمال سفره استفاده كنید، در انتخاب رنگ رومیزی ذوق و سلیقه به خرج دهید.

شمع: برای میهمانی شام، مناسب است و به فضای محیط گرمی بیشتری می دهد.
 

گل: سعی كنید همیشه روی میزی كه می چینید گل هم بگذارید، ظرافت خاصی به میز شما می دهد.

فراموش نكنید كه اگر لازم باشد نمك، فلفل و خردل را سرمیز بگذارید، اما قبل از اینكه بخواهید چیز شیرینی پذیرایی كنید آنها را از روی میز بردارید
 
 
گردآورى: گروه سبك زندگى سيمرغ
منبع:www.biainji.wordpress.com
 
 
کوروش قاسمیان

 

اصول و آداب تشريفات

چاپ دوم

 

عنوان: اصول و آداب تشريفات

 

 

نوشته: احمد يحيايي ايله‌اي

برات الله صمدي راد

 

انتشارات: کارگزار روابط عمومي

 

 مقدمه

ارتباطات انساني به طور كلي يا كلامي است و يا غير كلامي و در تشريفات، زبان مهمترين عنصر ارتباطات كلامي و دست، اساسي‌ترين عنصر ارتباط غير كلامي است.

حركات چهر‌ه‌ها و دست ها، طرز نشستن و راه رفتن و ايستادن، فاصله‌هاي ايستادن، تندي و لحن صدا، ارتباط ما با ديگران را به شدت تحت‌الشعاع قرار مي‌دهد و اين كتاب در پي آن است كه چگونگي ارتباطات غير كلامي را براي برقراري «ارتباط كامل‌تر» تدوين نمايد.

به طور كلي فرآيند هر فعاليت تشريفاتي از استقبال تا بدرقه است. چه تشريفات را امري سياسي بدانيم يا امري خدماتي و يا ارتباطي، و همانطور كه مي دانيد در جامعه ما كمتر به جايگاه ارتباطات انساني تشريفات توجه شده است و از اين روي مي‌بايد در اين زمينه منابعي گردآوري شود.

متاسفانه در زمينه تشريفات منبع و ماخذي در حداقل هم وجود ندارد و گردآوري اين مجموعه تلاش و جديت فراواني را به خود معطوف كرده است.

ما در اين كتاب با ارايه نظريه «استقبال- بدرقه» سعي بر آن داريم كه چارچوبي عملي و ذهني براي کارگزار تشريفات ايجاد شود و از باب آشنايي مختصر خلاصه اي از اين فرآيند در پيش گفتار مي‌آيد.

 

فهرست مطالب

پيشگفتار

 

فصل اول: مقدمات

1- مقدمه

2- ميهمانداری در آيين اسلام و ايران

3- مهارت های رفتاری

4- کليات تشريفات

 

فصل دوم: تشريفات و ارتباطات

1- مفهوم ارتباطات

2- تقسيم بندی ارتباطات

3- مردمداری و تشريفات

4- تشريفات در روابط عمومی

5- ارتباطات غيرکلامی

6- معاشرت در ارتباطات

7- اصول روابط با مشتری

 

فصل سوم: مراحل تشريفات

1- استقبال

2- حمل و نقل

3- اسکان

4- پذيرايی

5- بدرقه

فصل چهارم: استقبال

1- نحوه معرفی برای آشنايی

2- نحوه معرفی در ميهمانی ها

3- سلام و احوالپرسی

4- دست دادن

5- لباس پوشيدن

6- سخن گفتن

 

فصل پنجم: حمل و نقل

1- انتخاب مسير

2- انتخاب همراهان

3- انتخاب وسيله نقليه

4- آداب رانندگی

 

فصل ششم: اسکان

1- نشستن دور ميز غذا

2- مکان تشکيل جلسه

3- رنگ در طراحی محيط

4- چه رنگی برای کجا

 

فصل هفتم: پذيرايی

1- آداب ميهمان نوازی

2- انواع ميهمانی

3- انواع پذيرايی

4- ظروف ميز

5- آداب غذا خوردن

6- تکنيک های سخنرانی

الف: هفتاد پند در سخنوری

ب: آداب ارايه سخنرانی

 

فصل هشتم: بدرقه

1- هديه دادن

2- گل هديه دادن

3- ويژگی های هديه مناسب

4- هديه به ميهمانان خارجی

 

فصل نهم: توصيه های تشريفاتی

1- نحوه معرفی و آشنايی

2- ميهمانی

3- مجامع

4- اماکن عمومی

5- البسه

6- دعوتنامه

7- کارت ويزيت

8- تماس تلفنی

 

فصل دهم: تشريفات ديپلماتيک

1- مقررات عمومی کشور

2- نشان ها

3- علايم و عناوين کشوری

4- لباس های رسمی

 

 

کوروش قاسمیان
 
خبرگزاري تقريب – سرويس سياسي:
در دنياي پيچيده سياست که کوچک ترين اشاره اي از سوي سران کشورهاي مختلف بازخوردي فراتر از حد تصور در گستره بين المللي دارد، سيلويو برلوسکوني نخست وزير ايتاليا، بي واهمه از تمامي نگاه هايي که از گوشه و کنار دنيا به او خيره مانده، همه شخصيت ديپلماتيک خود را هر بار به واسطه رفتارهايي بعضا عجييب و غير متعارف به ورطه نابودي مي کشاند.

برلوسکوني که در نخستين ديدار خود با اوباما او را يک سياه براق جوان ناميده بود و موجبات آزرده خاطري برخي آمريکايي ها و حتي ايتاليايي ها را پديد آورده بود، هراز گاهي به سبب چنين اظهارنظرهايي خارج از عادات ديپلماتيک بر سر زبان ها مي آيد. در همين چند روز گذشته و در خلال برگزاري نشست گروه 20 ، زماني که همگي در کاخ باکينگهام براي گرفتن عکسي دسته جمعي آماده مي شدند برلوسکوني با هر بار روي برگرداندن و صحبت کردن با رييس جمهوري آمريکا به شدت ملکه انگلستان را رنجيده کرد، به طوري که ملکه اليزابت او را مردي بي نزاکت ناميد.

اوج بي حرمتي هاي برلوسکوني که به زعم بسياري از ناظران امري ناخواسته و صرفا به علت خودپسندي کاذب او بود، اين هفته در نشست سران ناتو روي داد. رويکردي که بارها از رسانه هاي جهان به تصوير کشيده شد تا نشان دهند که اروپا نه فقط با چالش هاي اقتصادي و امنيتي بلکه با رهبراني بي خرد و غير عادي نيز روبه روست. در زماني که آنگلا مرکل صدر اعظم آلمان به استقبال ميهمان خود رفته بود، برلوسکوني با پياده شدن از ليموزين سياه رنگ با شنيدن زنگ تلفن همراه خود، ديگر نه وقعي به مرکل نهاد و نه به فرش قرمزي که پيش پايش افتاده بود توجه کرد. صداي پشت خط او را چنان مسحور کرده بود که دقايقي طولاني در حالي که دست در جيب داشت و آهسته قدم مي زد به چهره خشمگين مرکل و اعتراض هاي او توجهي نمي کرد. نمي توان حرکت برلوسکوني را از روي عمد دانست چرا که وقتي او دور و بر خود را از تصويربرداراني ديد که تلفني سخن گفتن بي موقع او را ثبت مي کردند به شدت ناراحت و خجالت زده شد!

اوضاع امروز حتي از آنچه که کنفرانس خبري او در حاشيه نشست پيشين جي بيست گذشت هم بدتر است. در آن زمان برلوسکوني در توجيه القابي که به اوباما داده بود در جمع خبرنگاران عنوان کرد که همه قصد و غرضش از آن همه صفتات مختلف، قامت بلند اوباما بوده که مسلما ذکاوت هم برايش آورده است. غافل از اين که پوتين و مدودوف هر دو با قامتي کوتاه در کنار او ايستاده بودند!

رفتارهاي وِيژه برلوسکوني را بايد به صرف عدم آشنايي او با آداب معاشرت ديپلماتيک دانست، بر خلاف آنچه که اروپاييان در پس هر رفتاري درونمايه اي با هدف را دنبال مي کنند. دفاع از نژاد پرستي انگي بود که از زمان ديدار او و اوباما برپيشاني برلوسکوني نشست و هنوز هم اروپا در هر محفلي او را به سبب اظهارنظرها و رفتارهاي سبکسرانه اش سرزنش مي کند.

اما پس از حرکت توهين آميز برلوسکوني با مرکل، که با او چند بار با مخفي شدن پشت يک ستون تقريبا قايم باشک بازي به راه انداخته بود، ميلياردر 72 ساله ايتاليايي به شدت تحت توجه رسانه هاي جهان و حتي بزرگان ديپلماسي بين المللي قرار گرفت به طوري که تصميم بر آن بود تا براي مدتي او را از حضور در نشست هاي خود محروم کنند تا بلکه مناسبات ديپلماتيک را بهتر بياموزد.

در اين ميان زلزله ناگهاني و بي سابقه چند روز گذشته در ايتاليا و شمار فراوان قربانيان آن اروپا را چنان در حيرت فرو برد که همه با هم به کمک برلوسکوني شتافتند. گو اين که در لحظه اي همه توهين و تحقيرها به فراموشي سپرده شد. اين در حالي است که همه چند روز قبل از زلزله نه تنها رسانه هاي ايتاليايي بلکه همه رسانه ها و خصوصا روزنامه هاي اروپايي به شدت متوجه احوالات برلوسکني شده بودند و مرتبا او را به دليل اين گاف هاي ديپلماتيکش مورد انتقاد قرار مي دادند.

با اين همه زلزله لاليکا هر چند ويراني هاي بسياري به دنبال داشت اما براي برلوسکوني اين فرصت را فراهم کرد تا خود را در جايگاه عالي ترين مقام ايتاليا و محبوب ترين آنها در 15 سال گذشته جاي دهد. برلوسکوني شايد در ميان مردم جهان چهره اي نابخرد با رفتارهاي خاص باشد اما براي مردم کشورش اين روزها به رغم همه بحران هاي اقتصادي تصوير نخست وزيري مردمي است که سعي مي کند در شرايط سختي که براي انها پيش آمده دستگير آنها باشد. زلزله لاليکا برلوسکوني را از ورطه سقوط و افول محبوبيت مردمي نجات داد. حتي ديگر، سران اروپا هم به خاطر ندارند که او در نشست ناتو چه گفت و چه کرد!

نوشته: ليدا هادي
منبع: خبر آنلاين
 

فرانسویان از اصول تشریفاتی خود عقب‌نشینی کردند

قلم - در ادامه مباحث مربوط به سیاست خارجی دولت جناب آقای سیدمحمد خاتمی و برخی نوشته‌های از سر ناآگاهی درباره چگونگی استقبال از ایشان در فرانسه، مطلب ذیل از سوی جناب آقای فیروززاده به دستمان رسیده است که تقدیم خوانندگان عزیز قلم نیوز می‌نماییم.

به گزارش قلم‌نیوز، آقای فیروزاده در زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی مدیرکل تشریفات ریاست جمهوری بوده و کل سفرهای‌ خارجی آقای خاتمی به خارج از کشور و یا میهمانان ایشان به کشور را مدیریت نموده‌اند. در این یادداشت مطالبی ذکر شده است که برخی از آنها تا به حال در رسانه‌های عمومی منتشر نشده است.

تشریفات یعنی دیپلماسی پنهان

این روزها برخی نویسندگان و تحلیل‌گران سیاسی در جناح رقیب مطالبی را درباره‌ی سیاست خارجی دولت جناب آقای خاتمی می‌نویسند که نشان از ناآگاهی داشته و نمی‌دانند تخریب سیاست‌های خارجی که بر اساس همفکری‌ و هم‌رایی کل نظام انسجام یافته و تجلی یافتند، تأثیر در عمق جان مردم آگاه و خردمند ندارد. لیکن بهتر است این حرکت را از زاویه دیگری نیز بشکافیم.
اولا اصول تعریف شده ‌سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران یعنی «حکمت، مصلحت و عزت» در پشت سر خود از خردورزی جمعی و سال‌های تجربه مقامات عالی نظام جمهوری اسلامی، نشان دارد و در واقع همین اصل تاییدی است بر اصل دیگری که «سیاست خارجی ما دنباله‌ی سیاست داخلی ماست» عرض و طول سیاست خارجی را با جلوه‌های آن می‌توان اندازه‌گیری کرد، اما عمق آن را گاهی خیر.
ثانیا تشریفات در یک دولت، سیستمی است متشکل از بایدها و نبایدها که این اصول ریشه در عمق فرهنگ، مذهب و طرف اجتماعی هر کشور دارد. وقتی واژه‌ Protocol را بکار می‌بریم، در تمام دنیا در میان سران دولت‌ها و وزارء، به مجموعه‌ای از اصول نظر داریم که رییس جمهور یک کشور، خود را در آن چارچوب تطبیق داده و می‌دهد.
شخص رییس‌جمهور به عنوان نماینده یک کشور وقتی وارد کشور دیگری می‌شود، در چارچوب تشریفات آن کشور باید اصولی را مراعات نماید و برنامه‌هایی را که رای او تنظیم نموده‌اند، عمل نماید. از سوی دیگر وقتی همین رییس‌جمهور، همتای خود را به عنوان میهمان در کشور خود می‌پذیرد، او را در چارچوب اصول و ارزش‌های تشریفات دولت خود (میزبان) می‌پذیرد. در واقع تشریفات رسمی یک دولت یا همان مجموعه اصول و بایدها و نبایدها جلوه‌ای دقیق از دیپلماسی پنهان است، آنگونه که متخصصین تشریفات دولتی در جهان در هر مذاکره‌ای براحتی زبان همدیگر را درک می‌کنند و مرزهای همدیگر را احترام می‌گذارند.
در جمهوری اسلامی ایران نیز سال‌هاست که اداره تشریفات ریاست جمهوری وظیفه‌ اجرای تشریفات رسمی دولت را بر عهده داشته و هر سفر رییس جمهور به خارج از کشور و یا سفر رییس جمهور میهمان به کشور را اداره می‌کند. یکی از روش‌های اجرای این دیپلماسی پنهان جلساتی است که در اداره تشریفات ریاست جمهوری هر کشور تحت عنوان «دیدار با هیات مقدماتی» تشکیل می‌گردد و در آن جلسه، مسئولین تشریفاتی دولت میزبان، چارچوب‌ها و برنامه‌های پیشنهادی خود را برای سفر رییس‌جمهور میهمان به گروه مقدماتی آن کشور توضیح داده و پس از توافق نهایی آن برنامه را به اجرا درمی‌آورند.
آنچه که گاهی روی صفحات تلویزیون خود می‌بینیم،یعنی تصاویری از سان دیدن رییس جمهور میهمان از گارد نمونه ارتش جمهوری اسلامی ایران،سالن‌‌های مذاکرات،تصاویر امضاء سندهای همکاری، و ... همه نتیجه‌ی مذاکراتی است که مسئولان تشریفات دولت میزبان با مسئولان تشریفات دولت میهمان داشته‌اند.

نمونه‌ی عینی این جلوه‌های شریفات رسمی دولتی ،سفر جناب آقای سیدمحمد خاتمی رییس‌جمهور وقت به فرانسه است که عینیت «حکمت، مصلحت و عزت» بود زیرا:

1- سفرهای مقدماتی به پاریس (چه دور اول و چه دور دوم). ما تمام اصول و ارزش‌های جمهوری اسلامی را به مسئولین و مقامات ارشد وزارت خارجه منتقل کردیم و فرانسویان حتی مجبور به عقب نشینی از برخی اصول خود شدند .

2- آنانی که با فرهنگ فرانسه آشنایی دارند می‌دانند سنن و ارزش‌های تشریفات رسمی آن کشور دارای چه مشخصات ثابت ویژگی هایی است، و وقتی فرانسویان بدلیل عزت و احترام به جناب آقای خاتمی یا در واقع بدلیل احترام عالی برای مردم ایران، از برخی اصول تشریفاتی خود عقب‌نشینی کردند. موجب شگفتی بسیاری از مقامات سیاسی فرانسه و حتی اتحادیه اروپا شد.

3- پذیرفتن اصول و ارزش‌های «این میهمان عالیقدر» به حدی مهم بود که برخی روزنامه‌های اتحادیه اروپا اعلام کردند، آقای ژاک شیراک سنت‌های فرانسه را زیر پا گذاشته است.

4- دولت فرانسه علاوه بر تبدیل این سفر به یک سفر رسمی دولت (State visit)، از خط قرمز‌های تشریفات خود عبور کرد و چندین حرکت جدید را که نشان از احترام فراوان برای جمهوری اسلامی ایران داشت انجام داد که عبارتند از:

الف): در هنگام ورود جناب آقای خاتمی به پاریس، بدلیل مه گرفتگی شدید،هواپیمای حامل ایشان برای یک ساعت و نیم در اطراف شهر پاریس در حال چرخش بود. و در عین حال نخست وزیر وقت فرانسه که خود عازم سفر بود،منتظر ورود آقای خاتمی ماند و تنها پس از دیدار با آقای خاتمی سفر خود را آغاز کرد.

ب) آقای ژاک‌شیراک برخلاف سنت تشریفات دولت فرانسه دقیقا در کف حیاط کاخ از جناب آقای خاتمی استقبال کرد و با ایشان دست دادند و عکس گرفتند. این جلو رفتن آقای شیراک به احترام آقای خاتمی حتی باعث ناراحتی مسئولان تشریفات دولت فرانسه نیز شد. ولی آقای شیراک می‌دانست که این آقای خاتمی، نماد عینی ملتی سربلند و با افتخار است که زیر پرچم امام خمینی (ره) رشد یافته و با عزت و حکمت در جهان نقش دارند .

ج): مجددا آقای شیراک تمام سنن تشریفات دولت فرانسه را زیر پا گذاشته و دیدارهای رؤسای جمهور که طبق دفترچه تشریفات فرانسه 45 دقیقه طول می‌کشد، تا حدود 90 دقیقه طول داد، و جالب آنکه در بدرقه نیز ایشان را تا پای درب در حیاط کاخ همراهی کردند.

د): در طول سفر جناب آقای خاتمی به پاریس اتفاقات دیگری نیز و برنامه‌های دیگر نیز رخ داد که کم‌سابقه بود. اول حضور تجار بلندپایه فرانسه و اتحادیه اروپا همگی در یکجا برای دیدار با نماد عزت ایرانیان و نیز دیدارهای جانبی دیگر که هر کدام جای شرح خود را می‌طلبد.
این بخشی از ناگفته‌هایی است که مردم شریف و آگاه جامعه‌ اسلامی،از آن کمتر خبر دارند، چرا که اینگونه نکات درباره‌ تشریفات رسمی میان دولت‌ها کمتر وارد رسانه‌ها و نشریات می‌گردد. گرچه وقایع ناگفته و زیبای دیگر فراوان است که در جای خود بسیار برای ملت عزیزمان جذاب است.
از جمله حضور ملک فهد پادشاه وقت عربستان صعودی در فرودگاه جده برای استقبال از جناب آقای خاتمی همزمان با حضور ملک عبدالله در فرودگاه ، دیدارها و اجلاس سران کنفرانس اسلامی در تهران، سفر باارزش جناب آقای خاتمی به ایتالیا ، مراسم سان دیدن از ارتش چین در میدان عظیم ملت در شهر پکن، سفر باارزش جناب آقای خاتمی به مالزی و تحولی که در دیدگاه مردم شرق آسیا درباره ایران رخ داد و ... صدها خاطره‌ دیگر .

نتیجه‌گیری:

ملت بزرگ ایران باید بدانند که سیاست خارجی دوران اصلاحات براساس جدیت و راسخ بودن در پیگیری سه اصل،«حکمت، مصلحت و عزت» عمق استراتژیک کشور را تا دورترین مرزهای جنوب شرق آسیا از یک طرف و تا دورترین مرزهای غرب اروپا و آفریقا نفوذ داد و نام جمهوری اسلامی ایران با سربلندی برده شده و ایرانیان هرجا که قدم بر می‌داشتند، میزبانان آنان با تبسم و افتخار آنان را می‌پذیرفتند

قالب وبلاگ

دانلود رایگان